- معرفی و نقد کتاب تهران - http://trbooks.ir -

همه اسب‌های زیبا؛ یک روایت رمانتیک از زمانه‌ی نه‌چندان رمانتیک

معرفی و نقد کتاب تهران| همه‌ی اسب‌های زیبا در سال ۱۹۴۹ آغاز می‌شود. بعد از جنگ جهانی دوم. وقتی که جان‌گِرَدی‌کول، شخصیت اصلی داستان، در حال عزاداری برای پدربزرگش است. آنها اهل تگزاسند و بعد از مرگ پدربزرگ، مادر خانواده تصمیم می‌‌گیرد مرتع و حیوانات‌شان را بفروشد و از آنجا نقل مکان کنند. این مسئله برای جان‌گردی‌کول پذیرفته نیست. نوجوان ۱۶ساله‌ای که تصوری ایده‌آل از زندگی گاوچرانی و تاختن در مراتع دارد. او تصمیمی می‌گیرد که زندگی‌اش را تغییر می‌دهد و قدم به عالم بزرگ‌سالان می‌گذارد. خانه و زندگی را ترک می‌کند و به همراه دوستش رائولینز، به سمت مکزیک می‌روند؛ جایی که به گمان او یک زندگی ایده‌آل از کابویی تنها و مهاجر انتظارش را می‌کشد. در میانه‌ی راه پسری حتی جوان‌تر از خودشان هم با آنها همراه می‌شود: پسری حساس و کله‌شق به نام جیمی بلوینز. در مکزیک ماجراهای زیادی در انتظار آنان است. آنها کاری در مرتع بزرگ دون‌هکتور به دست می‌آورند. جان واقعاً یک گاوچران عالی است، بخصوص با توان عجیبی که در ارتباط برقرار کردن و صحبت با اسب‌ها دارد. همین مسئله او را مسئول جفت‌گیری اسب‌های مرتع می‌کند. تا اینکه دختر دُن‌هکتور را می‌بیند.  

کورمک مک‌کارتی در همه اسب‌های زیبا، جایی در میانه‌ی روایت رمانتیک و روایت واقع‌گرایانه از غرب قرار دارد.

مفهوم «امریکا» و «غرب» در ژانر وسترن، که ثمره‌ی شکل‌گیری و رنگ‌آمیزی آن در هزاران فیلم و رمان و کتاب تصویری است، در واقع یک روایت رمانتیک و ایده‌آل از زمانه‌ای است که در واقعیت چندان هم رمانتیک نبوده است؛ تصویر مرگ آدم‌ها بدون خون‌ریزی، پیروزی قهرمانانه‌ی کابوی‌های تنها و نابودی کامل شرورهای ترسو و خطوط روشنی که مرز میان خیر و شر را تعیین می‌کند. در تقابل با این رویکرد، جامعه‌ی روشنفکری معاصر امریکا، همواره تلاش کرده است تا این وجه قهرمانانه و رمانتیک را از گذشته‌ای که مملو از خشونت و تعصب‌های نژادی و قومیتی است، عقب براند و واقعیتی را عریان کند که همان‌قدر که در آن امیدها به سرانجام رسیده‌اند، رؤیاهای زیادی هم خرد شده‌اند.

کورمک مک‌کارتی در همه اسب‌های زیبا، جایی در میانه‌ی روایت رمانتیک و روایت واقع‌گرایانه از غرب قرار دارد. همچنان وجوه اسطوره‌ای غرب و اخلاقیاتش در رمانش پابرجاست؛ ولی واقعیت تلخ هم به همراه بازنگری تاریخی به اثرش راه یافته است و جالب است که با این وجود، همه اسب‌های زیبا موفق‌ترین کتاب دوران نویسندگی مک‌کارتی است. او پیش از این به فهرست بهترین رمان‌نویسان دهه‌ی هشتاد تایم راه پیدا کرده بود و در نزد جوامع روشنفکری شناخته شده و صاحب سبک قلمداد می‌شد؛ ولی همه اسب‌ها‌ی زیبا توانست چندین هفته‌ی متوالی در صدر پرفروش‌های امریکا قرار گیرد و علاوه‌بر آن جایزه‌ی ملی ادبیات و انجمن ملی منتقدان کتاب امریکا را نیز از آن خود کند. 

جامعه‌ی روشنفکری معاصر امریکا، همواره تلاش کرده است تا این وجه قهرمانانه و رمانتیک را از گذشته‌ای که مملو از خشونت و تعصب‌های نژادی و قومیتی است، عقب براند و واقعیتی را عریان کند که همان‌قدر که در آن امیدها به سرانجام رسیده‌اند، رؤیاهای زیادی هم خرد شده‌اند.

همه اسب‌های زیبا، جلد اول از سه‌گانه‌ی مشهور مک‌کارتی با نام «سه‌گانه مرزی»، یک وسترن مدرن است. مرز در این رمان‌ها نقشی استعاری و در عین حال واقعی دارد. هم مرز بین امریکا و مکزیک است با همه تفاوت‌هایشان؛ هم خصلتی استعاری دارد یعنی جایی که شخصیت‌ها با گذشتن از آن به نوعی از بلوغ دست پیدا می‌کنند. انگار مک‌کارتی بخواهد این سؤال اساسی را از ما بپرسد که اصولاً مرز یعنی چه و وقتی ما مرزی را رد می‌کنیم، همان آدم سابق باقی خواهیم ماند یا نه؟ 

مفهوم «امریکا» و «غرب» در ژانر وسترن، که ثمره‌ی شکل‌گیری و رنگ‌آمیزی آن در هزاران فیلم و رمان و کتاب تصویری است، در واقع یک روایت رمانتیک و ایده‌آل از زمانه‌ای است که در واقعیت چندان هم رمانتیک نبوده است.

شخصیت‌های نوجوان این رمان‌ها در مقابل شخصیت‌های جاافتاده و میان‌سال ثابت فیلم‌ها و رمان‌های وسترن قرار می‌گیرند. درواقع کورمک‌مک‌کارتی از همان الگوی روایی استفاده کرده که در آن شخصیت‌های اصلی به مرور به بلوغ فکری می‌رسند و جهان‌شان تغییر می‌کند. شاید مهم‌ترین درونمایه‌ی (تم) کتاب همه اسب‌های زیبا، در کنار جلد دیگر این کتاب که به فارسی ترجمه شده است، مفهوم از دست دادن باشد. چه در این رمان چه در رمان «گذرگاه»، شخصیت‌های اصلی بیش از اینکه به دست بیاورند، از دست می‌دهند. به یک معنی خود مک‌کارتی هم بیش از اینکه چیزی به ژانر وسترن اضافه کند، انگار از آن کم می‌کند تا به هسته‌ی خشونت‌آمیز و تلخ تاریخی آن دست یابد. 

کتابسرای نیک همه اسب‌های زیبا را در ۴۱۳ صفحه چاپ کرده‌است. متأسفانه کیفیت چاپ کتاب چندان بالا نیست؛ به‌خصوص طرح جلدهای کتاب. برای کتابی در این قد و قواره که مترجمی بسیار توانا هم آن را به فارسی برگردانده، باعث تأسف است. کاوه میرعباسی مقدمه‌ی مفصلی بر کتاب نگاشته که در نوع خود بسیار ارزشمند است. او در ابتدا کمی از زندگی‌نامه مک‌کارتی و بعد از آن درباره‌ی آثارش تا «سه‌گانه مرزی» صحبت می‌کند. توضیح می‌دهد که مک‌کارتی در کجای تاریخ ادبیات امریکا قرار می‌گیرد و به لحاظ سبکی و نوشتاری به کدام نویسندگان شباهت دارد. درباره‌ی درونمایه‌های آثارش صحبت می‌کند و همین‌طور درباره‌ی سبک خاص نگارشی‌اش در پرهیز از علائم سجاوندی و تکرار جملات و غیره. در نهایت چند صفحه‌ای را به تحلیل محتوایی «سه‌گانه مرزی» که دو جلدش تا به حال منتشر شده است، اختصاص می‌دهد.   

پاره‌های کتاب

از مک‌کارتی آثار دیگری هم به فارسی ترجمه شده‌اند