- معرفی و نقد کتاب تهران - http://trbooks.ir -

در باب مشاهده و ادراک

معرفی و نقد کتاب تهران: 
آلن دوباتنِ سوئیسی نویسنده‌ای است که سعی کرده فلسفه را به زبان ساده بیان کند. کتابِ «در باب مشاهده و ادراک» در ۹ بابِ لذت اندوه، رفتن به فرودگاه، اعتبار، کار و خشنودی، رفتن به باغ وحش، مردان مجرد، افسون اماکن پرملال، نوشتن و کمدی است. این کتاب گریزی است به زندگی و بهانه‌ای برای طرح این سؤال که چگونه می‌توان دگرگونه به جهان نگاه کرد؟ 

الگوی اصلی، طرح موقعیت‌هایی است که در زندگی روزمره آدمی تکرار و به جهت این تکرار، کیفیت تجربه را از دست داده و تبدیل به عادت می‌شوند. در این الگو او موقعیت‌ها را فرامی‌خواند و عینک عادت را برداشته، عینک تجربه ودرک تازه را به چشم می‌زند و مخاطب را نیز به این نظرگاه دعوت می‌کند. به عبارت دیگر، دوباتن از ضرورت نگاهی دیگر به زندگی، از دریچه هنر و ادبیات سخن می‌گوید. 

فصل اول درباب مشاهده و ادراک، در باب لذت اندوه است. آلن دوباتن از راه نگاه‌کردن به نقاشی‌های ادوارد هاپر و خوانش آن‌ها، جستاری کوتاه در باب لذت اندوه نگاشته است. او نقاشی‌ها را به خواننده نشان نمی‌دهد بلکه با توصیفی فرامتنی آن ها را در ذهن او تصویر کرده و همراه او می شود تا آنچه را ندیده‌است، تصور کند و سپس، با مرتبط کردن تصورات مخاطب به خوانش خود، او را وامی‌دارد جهان را به‌ شکلی تازه مشاهده و درباره‌اش تفکر کند. از نظر دوباتن تنهایی، درونمایه نقاشی‌های هاپر است و اندوهی که در تنهاییِ تصاویر وجود دارد، در بطن خود لذت‌بخش است. از نظر او نقاشی‌های هاپر به مخاطب اجازه می‌دهند تا نظاره‌گر بازتابی از غم‌ها و نومیدی‌های خویش بوده و از این‌رو کمتر از مواجهه با آنها آزار ببیند. 

فصل دوم «در باب رفتن به فرودگاه» است. دوباتن این بار، برای دگرگونه نگاه‌کردن به جهان، صنعت را به عنوان ابژه انتخاب کرده است. او مخاطب را به فرودگاه برده و با وی به تماشای دوباره صنعت می‌پردازد. دوباتن می‌گوید همه جا را نگاه کن، به شاعرانه من درباره فرودگاه گوش کن و حالا سوار بر این هیولای آهنی به آسمان پرواز کن .دوباتن بر فراز زمین با مخاطب از نوعی نگاه دیگر به جهانِ زیر پایش حرف می‌زند. درکی دیگر از آنچه تاکنون داشته است. او را پشت مردمک های چشمان «پی یرو دلا فرانچسکا» قرار می‌دهد و از او می‌خواهد حالا دوباره به آسمان نگاه کند.

عنوان فصل سوم «در باب اعتبار» است. دوباتن ماجرای ملاقات با زنی به نام کلوئه را در یک رستوران روایت می‌کند. ما آنها را پشت میزی در کنج یک رستوران فرانسوی می بینیم. مرد در تلاطم درونی برای پیداکردن رفتاری اغواگر مقابل معشوق خود است و اعتبار خویش را در ساختن شخصیتی غیر از آنچه هست می‌یابد. در پوششی از عشق و در بستر روایتی ساده، دوباتن از تجلی اعتبار در موقعیت‌های روزمره، حرف می‌زند. 

در فصل چهارم دوباتن به ارتباط کار و خشنودی و تجلی آن در انسان می‌پردازد. او با ارجاعاتی به نظریات مارکس درخصوص کار و موضع گیری جهان امروز، نگاهی می‌اندازد به کلمه خشنودی و تجلی آن در انسانی که کار می‌کند.
دوباتن در فصل پنجم، «در باب رفتن به باغ وحش»، با اشاره‌ای به نظریه داروین در خصوص تکامل و تمثیلی که از باغ وحش برای توضیح زیست انسانی می‌دهد بابی تازه برای نگاه به زندگی انسان باز می‌کند. نگاهی که به نظرگاه «دزدموند موریس» (جانورشناس انگلیسی و نقاش سورئالیست و نویسنده آثاری درباره دنیای جانوران و قیاس آن با جوامع انسانی) نزدیک‌تر است.

«هدف ناخودآگاه و ضمنی شوخی پردازان شاید -با بهره‌گیری از کاربرد ماهرانه‌ی طنز- پدیدآوردن جهانی ست که در آن شمار چیزهایی که باید بهشان خندید اندکی کم تر شود.» صفحه ۱۰۳

فصل ششم «در باب مردان مجرد» نوشته شده است. او خاطره‌ای کوتاه از مرد مجردی را روایت می‌کند که در کوپه قطار روبه‌روی دختری جوان نشسته است. مرد مجرد به دختر نگاه کرده و با خود خیال‌پردازی‌هایی عاشقانه می‌کند و اما آنچه در انتهای این خیال برایش می‌ماند، باقیمانده پاکت آب سیب دختر جوان است. دختر بدون آنکه از افکار مرد اطلاعی پیدا کند، از قطار پیاده می‌شود و او را در خیالات خود رها می‌کند.  

فصل هفتم، «در باب افسون اماکن پرملال»، در زوریخ می‌گذرد. در این بخش، دوباتن با نگاهی به بورژوازی و تجلی آن در زندگی شهری آن را می‌ستاید. او به این واژه که از نظر بسیاری توهین‌آمیز  است، دیگرگونه نگاه می‌کند و از این باب، مکان‌های ملال انگیز را به جهت داشتن روح بورژوا (داشتن نظم، خانواده، بهداشت و…) ستایش می‌کند. از نگاه او بسیار معنادار و افسون‌کننده خواهد بود اگر از شهری بخواهیم خسته‌کننده و بورژوا باشد.

«در باب نوشتن»، عنوان فصل هشتم این کتاب است. دوباتن نوشتن را منزلگاه نگاه‌کردن می‌داند. او با مثالی از تجربه شخصی خود، این باب را آغاز می‌کند  و در ادامه با اشاره‌ای به خاطره‌نویسی‌های «ویرجینیا وولف» از وجود ساختاری سخن به میان می‌آورد که وام‌دار نگاه‌کردن، تفکر و سپس انتخاب و تقریر است.

او در فصل نهم، «در باب کمدی»، از نگاهی حرف می‌زند که از واقعیت می‌گریزد و اتفاقاً درنهایت به دل همان واقعیت هجوم می‌برد. این شیوه نگاه دوباتن به آن چیزهایی است که شاید روزمره و پیش‌پاافتاده به حساب بیایند و حتی در بسیاری از مواقع نادیده گرفته شوند. او این موقعیت‌ها را به فلسفه، روان‌شناسی، هنر و ادبیات پیوند می‌زند و با نگاهی جدید، درکی تازه ایجاد می‌کند.

در باب مشاهده و ادراک را نشر نیلا  با ترجمه امیر امجد در سال ۱۳۹۳ و در ۱۰۳ صفحه با قطع جیبی چاپ کرده است. جلد کتاب را ژیلا اسماعیلیان با استفاده از بخشی از نقاشی اتومات اثر «ادوارد هاپر»، طراحی کرده است. 

از دوباتن آثار دیگری به فارسی ترجمه شده است:

پاره‌های کتاب:

«هدف ناخودآگاه و ضمنی شوخی پردازان شاید -با بهره‌گیری از کاربرد ماهرانه‌ی طنز- پدیدآوردن جهانی ست که در آن شمار چیزهایی که باید بهشان خندید اندکی کم تر شود.» صفحه ۱۰۳

«اغلب چیزهایی که با مزه می‌یابیم‌شان بر موقعیتها یا احساساتی تمرکز دارند که در زندگی عادی در برخورد با آن‌ها دچار شرم یا دستپاچگی می‌شویم.» صفحه ۱۰۲

«خواندن اثری که خود را چنین دقیق وقف توجه به لرزه‌هایی چنان خفیف اما ضروری می‌کند این است که وقتی کتاب را زمین بگذاریم و زندگی خویش را مرور کنیم، دقیقاً به چیزهایی برمی‌خوریم که نویسنده بدان‌ها واکنش داده، گویی خود همراه ما بوده است.» صفحه ۹۵

«حالا بازیابی امکان مشاهده‌ی رفتارهای عجیب و غریب کسی در قالب جلوه‌های پیچیده‌ی انگیزه‌های ساده‌ی حیوانی برای غذا، سرپناه و تداوم نسل وراثتی شخص سخت دلگرم‌کننده است. هیچ بعید نیست به عضویت یک ساله‌ی پارک باغ وحش ریجنت دربیایم.» صفحه ۷۲