اطلاعات کتاب

نون نوشتن؛ از رنج زیستن تا زیستن در نوشتن

۱۳۹۹/۰۴/۲۹

 
0

معرفی و نقد کتاب تهران| دولت‌آبادی که در فاصله‌ی سال ۱۳۵۹ تا سال ۱۳۷۴ نوشته شده‌اند و خاطرات و احوال نویسنده را در این سال‌ها دربرمی‌گیرد. دولت‌آبادی در آغاز این کتاب، درباره­‌ی آن چنین گفته است: «آن‌چه در این گاهی‌­نوشته‌ها آمده ‌است در مسیر مدتی پانزده-شانزده ساله نوشته شده و هیچ کوششی به جهت تغییر یا تحریف آن‌چه اندیشیده و نوشته‌ام انجام نگرفته. خواسته‌ام هر آن‌چه در هر هنگام یادداشت کرده‌ام بیاید، از آن‌که خود بدانم در چه گاه چه می‌اندیشیده‌ام و شما نیز اگر خواستید بدانید!».

این کتاب مجموعه‌ای است از اندیشه‌های نویسنده در این سال‌ها که محدوده‌ی گسترده‌ای را شامل می‌شوند. وی در یادداشت‌های شخصی خود به مسائل و نکات مختلف و گوناگونی پرداخته است؛ از جمله مسائل مربوط به زبان و ادبیات، اندیشه‌های کلی درباره‌ی جهان، تفکرات و تأملات درباره‌ی مسائل تاریخی و وقایع اجتماعیِ در حال وقوع در آن زمان، مسائل مربوط به داستان‌نویسی، سختی و مشقات این راه و حتی چگونگی شکل‌گیری برخی شخصیت‌ها و داستان‌ها، مسائل و مشکلات مربوط به نشر و همچنین مسائل شخصی و گرفتاری‌ها و ناراحتی‌ها و رنج‌ها.

در خلال این یادداشت‌ها به نکات مختلفی برمی‌خوریم. نویسنده هم از غم و رنج و اندوه تنهایی خویش، به‌عنوان یک انسان در این جهان، صحبت می‌کند و هم از فقر و مشکلات و سختی‌های زندگی خود به‌عنوان یک نویسنده. ردپای بیشتر آثار دولت‌آبادی و شکل‌گیری برخی شخصیت‌های داستان‌هایش در این یادداشت‌ها پیداست. با خواندن این یادداشت‌ها مخاطب در جریان مراحل مختلف و سخت نوشتن مهم‌ترین اثر ادبی وی، کلیدر، قرار می‌گیرد و زحمتی را که نویسنده در گذر زمان برای این اثر کشیده حس می‌کند. همچنین وضعیت سخت زندگی نویسنده در این دوره به چشم می‌آید. وی در یکی از این یادداشت‌ها که مربوط به پایان یافتن رمان کلیدر است، می‌نویسد: « دو سال بعد از شروع داستان کلیدر با همسرم مهرآذر نامزد شدیم و شش ماه بعد ازدواج کردم و حالا که نوشتن کلیدر به پایان رسیده فرزند ارشدم به نام سیاوش ۱۱ سال دارد. در طول این دوران می‌شود گفت دو برادرم مرده‌اند. پدرم مرده است، مادرم دچار بیماری شده است. برادر و خواهرم که از من کوچک‌تر هستند صاحب بچه‌هایی شده‌اند، سه بار زیر تیغ جراحی رفته‌ام، به زندان افتاده‌ام و بیرون آمده‌ام، چهار-پنج‌ بار خانه عوض کرده‌ام، دو سال در سندیکای هنرمندان تئاتر مسئولیت داشته‌ام، در آستانه انقلاب سخنرانی‌هایی داشته‌ام، ققنوس و جای خالی سلوچ را هم در سال ۱۳۵۷ و ۵۸ نوشته‌ام و… گرفتاری‌های دیگر… حالا که به خودم نگاه می‌کنم می‌بینم که دندان سالم در دهان ندارم، کچل شده‌ام، دیسک گردن گرفته‌ام، ریه و معده‌ام ناسالم شده‌اند، عینکی شده‌ام، عصبی که بوده‌ام…».

وی همچنین درباره مشکلات نشر کتاب و سرقت ادبی صحبت می‌کند و بدون اینکه چیزی را مخفی کند، از سودجویی برخی ناشران و فرصت‌طلبی برخی افراد شکایت می‌کند. همچنین درباره‌ی مشقات نویسنده‌شدن و بودن، و تأملات خویش درباره‌ی هنر، ادبیات و زبان سخن می‌گوید.

برخی از بخش‌های کتاب، یادداشت‌هایی است که نویسنده خود را ملزم می‌داند در آخر هر سال بنویسد و آن‌چه در سال گذشته بر وی رفته تحلیل کند و برنامه سال پیشِ‌رو را مشخص نماید. همچنین برخی یادداشت‌ها بعد از حادثه یا مناسبت خاصی نگاشته شده‌اند. در این دست یادداشت‌ها به خاطراتی از افراد مختلف یا وقایع جاری کشور و همچنین تحلیل و تأملات نویسنده در باب مردم ایران و فرهنگ ایشان و رویدادهای سیاسی- اجتماعی برمی‌خوریم. گاهی نیز یادداشت‌ها درباره حادثه تلخی چون از دست دادن یک عزیز است یا به واگویه دردها، رنج‌ها و کابوس‌های نویسنده اختصاص دارد.

مطالعه‌ی این یادداشت‌ها که دربرگیرنده تأملات و خاطرات یکی از نویسندگان بزرگ معاصر است، فواید گوناگونی خواهد داشت. این کتاب نه تنها در بررسی احوال یک نویسنده بزرگ و مطالعات تاریخ ادبیات مفید است، بلکه می‌تواند در مطالعات جامعه‌شناختی و تاریخ معاصر نیز مفید فایده باشد. به‌عنوان‌مثال، می‌تواند گویای برخی از مشکلات و گرفتاری‌های معیشتی هنرمندان در این بازه زمانی خاص باشد. همچنین درباره مسائل و مشکلات حوزه‌ی نشر و بی‌اخلاقی‌های حوزه‌ی ادبیات نکات درخور توجهی را شامل می‌شود. به‌علاوه تحلیل‌ها و تأملات نوشته‌شده در این یادداشت‌ها درباره‌ی وقایع سیاسی- اجتماعی، به دلیل اهمیت نویسنده به‌عنوان یک روشنفکر و فعال ادبی، می‌تواند در مطالعات مربوط به دوره‌ی موردبحث جالب‌توجه باشد.

همچنین برای علاقه‌مندان به هنر داستان‌نویسی نیز خواندن این کتاب خالی از لطف نخواهد بود؛ زیرا با سختی و مشقات این راه آشنا می‌شوند و با استفاده از تجربیات یک پیشکسوت، خود را برای قدم گزاردن در چنین راهی آماده می‌کنند. برای علاقه‌مندان آثار این نویسنده نیز مطالعه‌ی این کتاب بسیار جالب است زیرا نه‌تنها با زندگی نویسنده‌ی محبوب‌شان بیشتر آشنا می‌شوند، بلکه در جریان چگونگی نگارش داستان‌های وی نیز قرار می‌گیرند. خواندن این اثر برای هر جوانی فواید بسیار دارد، زیرا بریده‌هایی است از فراز و نشیب‌های زندگی کامله‌مردی در آستانه‌ی ۷۰ سالگی که می‌تواند رسم صبوری را به آن‌ها بیاموزد و در عین تلخی بارقه‌هایی از امید را نشان می‌دهد که اگر سخت‌جانی کنی، روزگار نمی‌تواند شکستت دهد.

  نون نوشتن از معدود کتاب‌هایی است که تا به حال نویسنده‌ای ایرانی درباره‌ی‌ زندگی و آثار خود منتشر کرده است. پیش از این نیز کتاب‌هایی در قالب گفت‌وگو با نویسندگان و مترجمان ایرانی منتشر شده است که از خلال آن‌ها می‌توان به انگیزه‌ها و مراحل کار و نوشتن آن‌ها پی‌برد، اما این که نویسنده‌ای به زندگی خصوصی خود پرداخته باشد، کمتر اتفاق افتاده است. در واقع شاید بتوان این کتاب را گامی رو به جلو از نویسنده­ای ایرانی دانست در راستای چیزی که «ابراهیم گلستان» آن را مدرنیسم می‌نامد. گلستان معتقد است که یکی از مهم‌ترین جلوه‌های زندگی مدرن، زندگی کردن بدون پرده‌پوشی است و شاید این برای ایرانی‌ها که همیشه نسبت به زندگی خصوصی خود حساس هستند و از آن صحبت نمی‌کنند، کار سختی باشد. دولت‌آبادی که در این زمینه پیشگام بوده است، در سال ۱۳۹۰ نیز توسط نشر چشمه کتابی را با عنوان میم و آن دیگران به چاپ رساند که شامل یادداشت‌های وی درباره‌ی برخی هنرمندان سرشناس ایرانی و خارجی است و مجموعه‌ای از خاطرات، نظرات و نقدهای وی در مورد ایشان را شامل می‌شود.

شاید چنین کتاب‌هایی از منظر تعریف کلاسیک ادبیات ارزش «ادبی» چندان نداشته باشند، اما در حوزه­‌ی نقد ادبی از جایگاه و کارکرد ویژه­ای برخوردارند. همچنین بسیارند خوانندگانی که تمایل دارند نویسنده‌ی موردعلاقه‌ خود را بهتر بشناسند و ابعاد فرازمینی «نویسنده»‌ را با متر و میزان زمینی خودش اندازه بگیرند. شاید همین نکته دلیل استقبال قابل توجه مخاطبان از این کتاب باشد؛ چنان‌که  چاپ نخست این کتاب در زمستان ۱۳۸۸ در ۵۵۰۰ نسخه منتشر شد، چند ماه بعد در بهار ۱۳۸۹ در ۷۷۰۰ نسخه تجدید چاپ شد و در همان سال به چاپ سوم نیز رسید و این میزان فروش با توجه به کسادی بازار نشر، بسیار قابل توجه است.

پاره‌های کتاب نون نوشتن

  • در برخوردهایی که بین بیشتر علاقه­‌مندان به ادبیات با من پیش می­‌آید، می­‌بینم که نسبت به گذشته‌ی من کنجکاوی نشان می­‌دهند و اگر روشان بشود، می‌­پرسند: «آقای دولت‌­آبادی یک کمی از خودتان، از گذشته‌­ی خودتان تعریف کنید!» به این دوستان با صراحت باید بگویم: «این­که من فقیر بوده­ یا نبوده‌­ام، این­که رنج بسیار کشیده یا نکشیده‌­ام، این­که شوخ­‌چشمی­‌هایی داشته یا نداشته‌­ام به پشیزی نمی‌­ارزد مگر آن­که توانسته باشم یا بتوانم به ممد و بهره­‌گیری درست آن، ادبیات ناب اجتماعی بیافرینم. /بخش ۳
  •  بازنویسی جلدهای پنجم تا دهم  کلیدر کمتر از یک سال وقت گرفت و این راضی‌کننده بود. اما حال چه خواهم کرد؟ برای نوشتن سه طرح دارم. یکی به نام «خودکشی» که می­‌خواهد و می­‌باید بیان این فاجعه­‌ی خون‌­بار باشد که مردم ما به دست خودشان خود را می­‌کشند. دوم «دندان پوسیده» که می‌­خواهد بیان مرگ تاریخی مقام نوکر باشد. و سوم نوشتن زندگی‌نامه‌ی خودم که می­‌خواهد و می­‌باید بیان­‌کننده‌ی زندگانی مردمی باشد که من و آن­ها با همدیگر تمام ستم­‌ها و رنج­‌های زندگی دوران خود را کشیده‌­ایم./ بخش ۲۹
  • امروز چهارشنبه است ۲۷/۲/۱۳۶۳ و سرانجام طلسم شکست و وزارت ارشاد اسلامی با انتشار رمان کلیدر موافقت کرد، مشروط به این که در پاره‌­ای قسمت‌­ها اندک دست­کاری‌­ای صورت بگیرد، که من موافقت کردم و از جنبه­‌های مته به خشخاش گذاشتن که بگذریم، در موردهایی از پیشنهاد ایشان استقبال نیز کردم؛ چراکه ایراد مستدل و منطقی بود. به این معنا که به من گفته شد اگر می­‌خواهی کتاب تو لب تاقچه­‌ی خانه­‌ی هر مسلمانی جای داشته باشد، و اگر می­‌خواهی خواننده‌­ی مسلمان با دیده­‌ی خصمانه به اثر تو نگاه نکند، رعایت این نکات لازم است. و درست می­‌گفتند؛ چون من علاقه‌­مند هستم که کارهایم بتوانند لب تاقچه­‌های خانه­‌های تمام مردم ایران جای داشته باشند و مانعی برای دست یافتن توده­‌های مردم به کتابی که از آنِ خودشان است وجود نداشته باشد. /صفحه‌ی ۵۶، بخش ۳۱
  • شاید کسانی که این یادداشت را احتمالاً خواهند دید، دچار تعجبی توأم با سرکوفت به این قلم بشوند که چرا من از کسانی ممنون هستم که بعد از یک سال بالأخره به کتاب، کتابی که حاصل عمر و زندگی من است، اجازه نشر داده­‌اند(!) همین­‌جا باید به آن آیندگان بگویم که هنوز لابد پای­تان روی پوست خربزه قرار نگرفته است! پس از این نقطه­‌ی مکان و این مقطع زمان به آن­ها واقع­‌بینی را پیشنهاد و توصیه می‌­کنم و امیدوارم که آن­ها بتوانند هنر کارکردن و نیز هنر زیستن را در سرزمینی که ایران نام دارد، بیاموزند./صفحه‌ی ۵۷/ بخش ۳۱
  • خدای من، با خودم چه بکنم؟ نه دل و قرار نوشتن دارم، نه حوصله‌­ی خواندن و نه رغبت معاشرت. این چه مغاکی است که من در آن فروافتاده‌­ام؟ قلبم چه‌­قدر فشرده می­‌شود. روحم چه‌­قدر غمگین است. دلم چه‌­قدر برای همه کس و همه چیز می­‌سوزد. بچه­‌ها. وقتی بچه­‌های کوچه را می­‌بینم دلم می­‌خواهد به­‌حال­شان بگریم./صفحه‌ی ۹۱/ بخش ۳۷
  • ما به توده­‌های محروم نباید تلقین کنیم که دل‌تان به حال خودتان بسوزد، چون حق با شماست! ما به‌عنوان نویسنده، شاید بتوانیم به آدمیان این ظرفیت­‌ها را بشناسانیم که می‌توانند در سرنوشت و تاریخ خود سهمی داشته باشند؛ و این­که آن­ها هم در مقابل سرنوشت و زندگانی خود مسئولیت دارند./ بخش ۱۰ بدون شماره صفحه
  • احساس می‌­کنم از کتاب­‌ها می­‌ترسم. هروقت خود را در میان کتاب­‌ها می­‌بینم، باصراحت بی‌­رحمانه‌­ای احساس نادانی می­‌کنم. جهل! هیهات! با این جهل ثقیل و انبوه، چگونه می­‌توان زندگی کرد؟ چگونه می‌­توان زندگی را شناخت و توجیه کرد؟ چگونه می‌­توان در سرنوشت آن دخالت داشت؟/ بخش ۱۵، ص ۲۶ {توجه شود که علائم نگارشی و املای کلمات دقیقاً مطابق متن کتاب است.}

از محمود دولت‌آبادی آثار دیگری هم منتشر شده‌اند

  • هجرت سلیمان، تهران، ۱۳۵۱
  • لایه‌های بیابانی، تهران: روز، ۱۳۴۵، گلشائی، ۱۳۵۲
  • مرد، تهران: پویا، ۱۳۵۲
  • سفر، تهران: لوح، ۱۳۴۸، نگاه، ۱۳۸۳
  • آوسنه بابا سبحان، تهران: صدای معاصر، ۱۳۴۹
  • گاوره‌بان، تهران: بی‌جا: ستاره، ۱۳۵۰، نگاه، ۱۳۸۳
  • عقیل عقیل، تهران: مرز‌وبوم، ۱۳۵۳، شبگیر، ۱۳۵۶، نگاه، ۱۳۸۳
  • از خم چنبر، تهران: پیوند ۱۳۵۶
  • کلیدر، جلد اول و دوم، تهران: تیرنگ: ۱۳۵۷
  • آهوی بخت من گزل، تهران: چشمه، ۱۳۶۷
  • کلیدر: ده جلد در پنج مجلد، تهران: پارسی، فرهنگ معاصر،‌ ۱۳۶۸( جلد اول و دوم این رمان ۱۳۵۷، جلد سوم و چهارم ۱۳۵۹، جلد پنجم و ششم ۱۳۶۱ و جلد هفتم، هشتم، نهم و دهم ۱۳۶۳)
  • کارنامه سپنج: مجموعه آثار(داستان‌های کوتاه و بلند به‌علاوهٔ جای خالی سلوچ)، تهران: بزرگمهر، ۱۳۶۸، چشمه، فرهنگ معاصر، ۱۳۷۸
  • یک زندگی کوچک: نماداستان، تهران، قطره، ۱۳۸۲
  • سلوک، تهران: چشمه: فرهنگ معاصر، ۱۳۸۲
  • آن‌ م‍ادی‍ان‌ س‍رخ‌ ی‍ال‌، ت‍ه‍ران‌: ن‍گ‍اه‌، ۱۳۸۳
  • ادبار و آینه، تهران: آگاه، ۱۳۸۴
  • باشبیرو، تهران: صدای معاصر، ۱۳۵۲
  • بنی‌آدم، تهران: چشمه، ۱۳۹۴
  • بیابانی و هجرت، تهران: نگاه: ۱۳۸۴
  • بیرون در، تهران: نگاه، ۱۳۹۷
  • جای خالی سلوچ، تهران: آگاه، ۱۳۵۸، چشمه، ۱۳۷۴
  • روزگار سپری‌شده‌ی مردم سال‌خورده ( در سه جلد: اقلیم باد، برزخ خس، پایان جغد) تهران: پارسی، ۱۳۷۰، چشمه، ۱۳۷۳، ۱۳۷۷. استکهلم: آرش، ۱۳۷۰
  • روز و شب یوسف، تهران: نگاه، ۱۳۸۳
  • گلدسته‌ها و سایه‌ها، تهران:‌ نگاه، ۱۳۸۴
  • طریق بسمل‌شدن، تهران: چشمه، ۱۳۹۷

سفرنامه

  • دیدار بلوچ، تهران: شبگیر، ۱۳۵۶، نگاه، ۱۳۸۳

نمایشنامه و فیلم‌نامه

  • تنگنا، تهران: رز، ۱۳۴۹، قطره، ۱۳۸۲.
  • ققنوس: نمایشنامه، تهران: نشر نو، ۱۳۶۱.
  • هیولا، طرح یک فیلم‌نامه، دنیای سخن شماره۲۰ شهریور ۶۷.
  • اتوبوس، تهران، چشمه، پارسی، ۱۳۷۲.
  • خ‍ان‍ه‌ آخ‍ر: ب‍راس‍اس‌ ات‍اق‌ ش‍م‍اره‌ ۶ اث‍ر آن‍ت‍وان‌ چ‍خ‍وف، ت‍ه‍ران‌: ق‍طره‌، ۱۳۸۲.
  • گل آتشین: نمایشنامه، تهران، قطره،‌ ۱۳۸۳

دیگر آثار

  • موقعیت کلی هنر و ادبیات کنونی، تهران: شباهنگ، ۱۳۵۲
  • ناگزیری و گزینش هنرمند، تهران: شباهنگ، ۱۳۵۷
  • ما نیز مردمی هستیم: گفت‌وگو با محمود دولت‌آبادی، تهران: پارسی، ۱۳۶۸، چشمه، ۱۳۷۳
  • ان‍س‍ان‌ پ‍ی‍رام‍ون‍ی‌ و ن‍وی‍س‍ن‍دگ‍ان‌، دوس‍ت‍‌داران‌ ب‍ش‍ری‍ت‌: پ‍ای‍ان‌ ک‍اب‍وس‌: رم‍ان‌ چ‍ی‍س‍ت‌؟ سوئد، استکهلم: ع‍ص‍ر ج‍دی‍د‏‫،۱۳۶۹(۱۹۹۱م)
  • این گفت و سخن‌ها، مجموعه گفت‌وگو‌ها با محمود دولت‌آبادی، تهران: چشمه، ۱۳۹۶
  • تا سر زلف عروسان سخن، گردآوری متون کهن، تهران: چشمه، ۱۳۹۴
  • رد، گ‍ف‍ت‌‌وگ‍زار س‍پ‍ن‍ج‌: م‍ق‍ال‍ه‌ه‍ا، ن‍ق‍ده‍ا، گ‍ف‍ت‌ و ش‍ن‍وده‍ا، س‍خ‍ن‍ران‍ی‌ه‍ا، ت‍ه‍ران‌: چ‍ش‍م‍ه‌: پ‍ارس‍ی‌‏‫، ۱۳۷۱
  • سخن در سنگ، مجموعه گفتارها، تهران: سلوک، ۱۳۹۶
  • عبور از خود، از سرگذشت: مجموعه مقاله، تهران: چشمه، ۱۳۹۷
  • قطره محال‌اندیش: گفت و گزار سپنج: مجموعه مقالات و سخنرانی‌ها، نقدها، گفت و شنودها. ت‍ه‍ران‌‏‫: چ‍ش‍م‍ه‌‏‫: فرهنگ معاصر‏‫، ۱۳۸۳ (عیناً متن کتاب رد، گفت‌وگزار سپنج، با تغییر عنوان)
  • گ‍ف‍ت‌‌وگ‍و ب‍ا اح‍م‍د ش‍ام‍ل‍و، م‍ح‍م‍ود دول‍ت‌آب‍ادی‌، م‍ه‍دی‌ اخ‍وان‌ ث‍ال‍ث‌، گفت‌و‌گو‌کننده: م‍ح‍م‍د م‍ح‍م‍دع‍ل‍ی‌. ت‍ه‍ران‌: ق‍طره‌‏‫، ۱۳۷۲.
  • میم و آن دیگران، تهران: چشمه، ۱۳۹۰

Leave A Comment

Your email address will not be published.