- معرفی و نقد کتاب تهران - http://trbooks.ir -

پرونده‌ کولینی ؛ گذر زمان و اجرای عدالت

معرفی و نقد کتاب تهران| داستان پرونده‌ کولینی از روز بیست و ششم ماه مه سال ۲۰۰۱، ساعت ۲۰ در سالنی به نام اشپره در برلین شروع می‌شود که در اتاق ۴۰۰ پیرمردی ۸۵ ساله بر زمین افتاده و ۴ فشنگ از سرش رد شده است. کولینی که خود را خبرنگار یک روزنامه‌ی معروف جا زده بود بالای سر جسد پیرمرد ایستاده بود و نمی‌توانست از لگد زدن به صورت پیرمرد دست بکشد. پس از این اتفاق کولینی اتاق را ترک کرد و به زن جوان پشت پیشخوان گفت: «اتاق ۴۰۰ مرده.» سپس روی یکی از کاناپه‌های لابی نشست و سرش را پایین انداخت و منتظر شد که دستگیرش کنند. دیگر قرار نبود حرفی بزند.

فن‌شیراخ در طول داستان با ذهن ما بازی می‌کند و این سوأل را مطرح می‌کند که آیا شخص در مقابل کاری که در زمان گذشته انجام داده در زمان حال نیز مسئول است؟

باقی داستان پس از بازداشت کولینی است که قاضی با کاسپار لاینن تماس می‌گیرد. لاینن به تازگی وکیل مدافع شده بود و اسم خود را در لیست خدمات اضطراری کانون وکلای کیفری قرار داده بود تا در چنین شرایطی برای وکالت اشخاص با او تماس بگیرند و این چنین نیز شد. لاینن تازه‌کار بود و به همین دلیل، قاضی و وکلای بلندپایه‌ی متخصص اعتقاد داشتند که باخت وی حتمی است. از طرف دیگر، کولینی، موکل وی، هیچ صحبتی از انگیزه‌ی قتل نمی‌کرد و هیچ قصدی مبنی بر دفاع از خود نداشت و مقتول هم یعنی هانس مایر، پدر دوست بچگی لاینن بود. این عامل و چند عامل دیگر لاینن را نسبت به بررسی این پرونده دلسرد کرده بود. شک و دودلی وکیل در دفاع از موکلی که به قتل عمد دست زده، تشکیل شدن دادگاه‌های متعدد برای کشف انگیزه‌ی قتل و جست‌وجوی وکیل در این سیر از مواردی است که خواندن این رمان را شیرین و جذاب می‌کند. شایان ذکر است که اگر کسی پیش‌گفتار مترجم فارسی کتاب پرونده کولینی را بخواند می‌تواند انگیزه‌ی قتل را حدس بزند.

فن‌شیراخ در مقاله‌ای در اشپیگل، شماره ۳۶ سپتامبر ۲۰۱۱، نوشت رمان پرونده‌ کولینی تسویه حساب خانوادگی نیست؛ بسیار بیش از آن، درباره‌ی قوه قضاییه‌ی آلمان پس از جنگ است، درباره دادگاه‌های جمهوری فدرال است که احکام ظالمانه صادر می‌کردند، درباره‌ی قاضیانی است که برای هر قتل یک مجرم نازی تنها ۵ دقیقه زندان تعیین می‌کردند.

داستان پرونده کولینی از زبان سوم شخص «دانای کل» بیان می‌شود و تمامی توصیفات داستان می‌تواند علاقه‌مندان به موضوعات جنایی، حقوقی و قضایی را جذب خود سازد. فن‌شیراخ در طول داستان با ذهن ما بازی می‌کند و این سوأل را مطرح می‌کند که آیا شخص در مقابل کاری که در زمان گذشته انجام داده در زمان حال نیز مسئول است؟ اصلاً آیا می‌توان این شخص را همان شخصی دانست که مرتکب عملی در گذشته شده است یا در طول زمان این شخص تغییر کرده و شاید دیگر نتوان بابت عمل گذشته او را مسئول دانست؟ و یا اصلاً اینکه آیا ما در مقامی هستیم که بتوانیم گذشته را قضاوت کنیم یا خیر؟

فردیناند فن‌شیراخ، نویسنده‌ی کتاب، متولد سال ۱۹۶۴ است. پس از اخذ دیپلم به تحصیل در رشته‌ی حقوق پرداخت و در سال ۱۹۹۴ در برلین به وکالت در امور کیفری مشغول شد. وی در سال ۲۰۰۹ نخستین اثر داستانی خود یعنی مجموعه داستان تبهکاری و در سال ۲۰۱۰ دومین اثرش با نام جرم را منتشر کرد. در ۲۰۱۱ نخستین رمانش با نام پرونده‌ کولینی و در سال ۲۰۱۳ رمان دیگر وی با نام تابو منتشر شد. نکته‌ی مهمی که باید درباره‌ی زندگی فن‌شیراخ دانست این است که پدربزرگ او، بالدور فن‌شیراخ، رهبر گروه «جوانان رایش»، در شمار جنایت‌کاران جنگی بود و در اکتبر ۱۹۶۴، در دادگاه نورنبرگ، به ۲۰ سال زندان محکوم شد. فن‌شیراخ در مقاله‌ای در اشپیگل، شماره ۳۶ سپتامبر ۲۰۱۱، نوشت رمان پرونده‌ کولینی تسویه حساب خانوادگی نیست؛ بسیار بیش از آن، درباره‌ی قوه قضاییه‌ی آلمان پس از جنگ است، درباره دادگاه‌های جمهوری فدرال است که احکام ظالمانه صادر می‌کردند، درباره‌ی قاضیانی است که برای هر قتل یک مجرم نازی تنها ۵ دقیقه زندان تعیین می‌کردند.

رمان پرونده کولینی را کامران جمالی ترجمه و نشر نیلوفر در ۱۴۴ صفحه در سال ۱۳۹۷ منتشر کرده است. همچنین براساس این رمان در سال ۲۰۱۹ فیلمی هم ساخته شده است.

پاره‌های کتاب

از فن‌شیراخ آثار دیگری هم به فارسی ترجمه شده‌اند

برای مطالعه‌ی بیشتر