سرگذشت هاکلبری فین؛ کلّیاتی درباره‌ی زبان کتاب و علّت شهرت آن در ادبیّات آمریکایی

سرگذشت هاکلبری فین؛ کلّیاتی درباره‌ی زبان کتاب و علّت شهرت آن در ادبیّات آمریکایی

عرفان چوبینه

معرفی و نقد کتاب تهران: اگر از میان عناصر مختلفی که یک اثر ادبی را شکل می‌دهند، زبان را اصلی‌ترین عنصر بدانیم، انگشت‌شمار آثاری هستند که می‌توان آنها را معرف زبان مردم یک‌سرزمین دانست. سموئل لنگهورن کلِمنز  -همان مارک توِین معروف- کسی است که توانست با خلق رمان ماجراهای هاکلبری فین ادبیّات آمریکایی را از زیر سیطره‌ی ادبیّات انگلیسی بیرون بیاورد. از این روست که همینگوی گفته‌است «همه‌ی آثار ادبیّات مدرن آمریکایی از هاکلبری فین الهام گرفته شده ‌است. این بهترین کتابی است که ما داشته‌ایم».

صدای هاک در طول داستان کمک شایانی به تعریف چیستی ادبیات آمریکایی کرده‌است. به‌کارگرفتن زبان بومی (گویش جنوبی) در این داستان، راه را برای پذیرش صدای آفریقایی-آمریکایی‌ها هموار کرده‌است. به عبارت دیگر این زبان داستان است که به ادبیّات آمریکایی هویّت مستقلّی بخشیده و از طریق همین زبان بومیست که سفید و سیاه پوستان، هر دو، ادبیّات سرزمینشان را بدون توجّه به قوانین دست‌وپاگیر ادبی که طبقه‌ی اشرافی بدان پایبند بوده ‌است، به جهانیان معرّفی کرده‌اند.

همین ویژگی، ترجمه‌ی کتاب را دشوار می‌سازد. هرچند دریابندری کتاب را روان و دقیق (به‌ویژه با انتخاب واژگان متداول بین صیادان و دریانوردان برای برگرداندن انواع قایق‌ها یا قسمت‌های مختلف یک قایق؛چنانکه در ترجمۀ پیرمرد و دریای همینگوی کرده ‌است) برگردانده‌ است، به این دلیل که بسیاری از نکات زبانی آن قابل ترجمه نیست، این ویژگی‌ها -که علت اصلی شهرت و اهمیّت کتاب است- در ترجمه دیده نمی‌شوند؛ برای مثال دو شخصیّت اصلی داستان – هاک و جیم- در خیلی موارد قواعد زبان انگلیسی را نادرست (در مقایسه با زبان معیار) به‌کار می‌برند (این نادرستی‌ها یا بهتر بگوییم رعایت‌نکردن قواعد زبان معیار- به‌ویژه در مطابقت فعل و فاعل- به گویش ویژه‌ی آفریقایی-آمریکایی‌ها برمی‌گردد. این ویژگی در بسیاری دیگر از داستان‌هایی که با این گویش نوشته شده‌اند، به چشم می‌خورد؛ برای مثال می‌توان به داستان کوتاه Sonny's blues از جیمز بالدوین و نیز بسیاری اشعار و داستان‌هایی که در دوره‌ی رنسانس هارلم نوشته شده‌اند، اشاره کرد. علاوه‌براین، ذکر این نکته خالی از لطف نیست که جیم یک برده‌ی بی‌سواد و هاک نیز نوجوانیست که مدرسه را نیمه‌کاره رها کرده و هیچ‌وقت درس‌خوان نبوده‌‌ است). 

 به‌جز نکات یادشده، نکات دیگری نیز هستند که این کتاب را با اختلاف، محبوب‌ترین کتاب توِین کرده‌اند. هاکلبری فین همانند دریچه‌ایست که نویسنده عمیق‌ترین احساساتش را از طریق آن بروز داده‌ است. وی با خلق شخصیت هاک به خود کمک کرده  تا چندی، از بند و بست‌های فرهنگی‌ای که بخش مهمی از شخصیّت او را در برگرفته‌است، رها شود. از خلال شخصیت هاک نویسنده  از زندگی متمدنانه‌ای که خود انتخابش کرده بوده، می‌گریزد و افق‌های جدیدتری از نیازهای وجودیَش را کشف می‌کند، نیازهایی به مراتب بزرگ‌تر از آنچه در دوران جوانی در خود حس می‌کرده ‌است. شور و شوق نویسنده از رهاشدن، در بخش‌های مختلف کتاب نمایان و عنصر اصلی انرژی موجود در کتاب است (وقتی توِین درباره‌ی زنش که قصد دارد به وی  چونان کودکی خردسال آیین زندگی متمدنانه را بیاموزد، سخن می‌گوید، بیش از پیش این علاقه به رهایی از قید و بندهای زندگی اشرافی و فرهنگی در وی روشن می‌شود: «من سخت‌ترین فرزند او هستم... پس از ازدواج او تمام کارهای مرا ویرایش [و نیز سانسور] می‌کند. او نه‌تنها نوشته‌های مرا بلکه خود مرا نیز ویرایش می‌کند»).

نگاهی کلّی به داستان

داستان به گونه‌ای آغاز می‌شود که انگار ادامه‌ی داستان ماجراهای تام سایر است. عنوان کتاب نیز در صفحه‌ی نخست اینگونه آمده است. ماجراهای هاکلبری فین ،دوست گرمابه و گلستان تام سایر. هاکلبری که از دست رفتار پدر دائم‌الخمرش و همچنین بیوه‌ای که سرپرستی‌اش را به عهده گرفته و  او را به زور به مدرسه فرستاده  و بر آن است تا آیین زندگی متمدنانه را به وی بیاموزد، به تنگ آمده‌است‌، با طرح یک نقشه، صحنه‌ی قتلی را شبیه‌سازی می‌کند؛ در این صحنه چنین به نظر  می‌رسد که چند دزد هاکلبری را کشته و جسدش را هم ناپدید کرده‌اند. از اینجا ماجراجویی های او و سفرش روی رودخانه‌ی می‌سی‌سی‌پی آغاز می‌شود. در نخستین روزهای ماجراجویی، به جزیره‌ای می‌رسد که تصادفاً جیم –برده‌ی خانم واتسون- به آنجا گریخته‌ است. هاک و جیم یکدیگر را از قبل می‌شناخته‌اند و وقتی هاک وی را می‌بیند، علت گریختنش را از او می‌پرسد. جیم در پاسخ می‌گوید که خانم واتسون قصد داشته او را به شخص دیگری بفروشد و جیم نمی‌خواسته دیگربار به فروش برسد و از طرفی، به‌شدّت دلتنگ همسر و دخترش شده که مدت‌هاست آنها را از وی جدا کرده‌اند. از اینجا این دو شخصیت در کنار یکدیگر به سفر خود ادامه می‌دهند، آنها باید از منطقه‌ی جنوب خود را به جایی برسانند که جیم را به خاطر برده‌بودن دستگیر نکنند و وی بتواند آزادی کامل خود را بدست بیاورد. بیشتر پیچیدگی‌های داستان در همین زمان یعنی همراهی این دو اتفاق می‌افتد. گفت‌وگوهای هاک و جیم، عذاب وجدان هاک از تحویل‌ندادن جیم که دارایی یک سفید پوست بی‌گناه به حساب می‌آید تا رودررو‌شدن با دو شیّادی که از دست مردم گریخته‌اند و بعدتر تصمیم می‌گیرند تا خود را شاه و دوک انگلستان جا بزنند.

نگاهی به شخصیّت هاک و درونمایه‌ی هویّت

 بلوغ هاک در وهله‌ی نخست به گریز او از جامعه‌ی شیطانی و پدرش برمی‌گردد. پدری که نه‌تنها نمی‌تواند بر قوانین ناعادلانه‌ی جامعه بشورد و آنها را از خود براند، خود رانده‌شده از جامعه است. از این نظر هاک گامی متفاوت با پدرش برمی‌دارد و در برابر مذهب، نژادپرستی و برده‌داری می‌ایستد. از این نظر بلوغ وی را باید یک روند تدریجی در نظر بگیریم که از کنارگذاشتن باورهای غلط حاکم بر جامعه و ازهم‌دریدن پرده‌‌های دروغ و ریا آغاز می‌شود و تا زمانی که به حقیقت و آزادی روحی دست پیدا کند، ادامه می‌یابد.

از سوی دیگر، بلوغ هاک با نیاز وی به رها‌شدن از هویّت پیشین و جست‌وجو برای یافتن هویّتی تازه در ارتباط است. از این منظر می‌توان گفت، صحنه‌ی شبیه‌سازی قتل یک خودکشی نمادین است. کشتن هویّت پیشین! ازاین‌رو، برخی منتقدان صحنه‌ای را که هاک – به خاطر عبور کشتی بخار از روی کَلَکشان- به آب می‌پرد و در شُرُف غرق‌شدن است، به نوعی غسل و حیات مجدّد برای وی تفسیر می‌کنند. هر کدام از سفرهای او به سواحل شهرهای اطراف رودخانۀ می‌سی‌سی‌پی، او را با داستان تازه‌ای از هویتش و مکانی که در آن قرار گرفته‌است، رو‌به‌رو می‌سازد. ماجراهایی که او در طول داستان به آنها بر‌می‌خورد، تنها مثال‌هایی جالب و طنزآمیز برای نشان‌دادن هوش و ذکاوت شخصیّت اصلی داستان نیستند. پرسش درباره‌ی هویّت و تلاش برای پاسخ‌دادن به آن تنها به هدف سرگرم‌کردن مخاطب و طنزآمیز‌بودن داستان، مطرح نشده‌ است. 

 بُعد دیگری از تِم هویّت، یکی از تم‌های غالب داستان، در دوگانگی تعمّدی برخی شخصیت‌های داستان دیده می‌شود. دوگانگی هویّت (Double) درونمایه‌ای ادبی -سنّتیست که «کارل میلر» در کتابش با عنوان دوگانه‌ها:مطالعات تاریخی-ادبی (آکسفورد،۱۹۸۵) مستقیماً به آن پرداخته‌ است. پیش از توِین نیز ویلیام شکسپیر در نمایشنامۀ کمدی اشتباهات به این درونمایه پرداخته ‌است. 

این مساله‌ی دوگانگی در دو قسمت داستان آشکارا دیده می‌شود. نخست آنجا که هاک و جیم با دو شیّاد فراری آشنا می‌شوند و آنها بعد از ساعاتی نشست و برخاست خود را شاه و دوک انگلستان و سپس‌تر خود را برادران آقای «پیتر ویلک» -که به تازگی فوت شده‌است- جا می‌زنند (تا بتوانند با بازی‌کردن این نقش اموال به‌جا‌مانده از او را بالا بکشند). دوم در بخش‌های پایانی داستان، زمانی‌که هاک تصادفی به خانه‌ی خاله‌ی تام سایر می‌رسد، ناخواسته در نقش تام فرو می‌رود و وقتی تام –که خاله‌اش پیشتر چشم‌انتظار رسیدنش بود- پا به شهر می‌گذارد و هاک را می‌بیند، می‌پذیرد که او نیز با تغییر هویّت وارد ماجرایی هیجان انگیز بشود. 

در آخر باید به دیدگاه هاک درباره‌ی جیم و درگیری درونی او در این رابطه اشاره کرد. در آغاز نگاه هاک به جیم، با نگاه جامعه‌ی سفیدپوستان جنوب آمریکا به سیاه‌پوستان -که آنها را «غلام سیاهانی» کند ذهن که همانند دام و طیور و کالا می‌توان مالک آنها شد- مطابقت دارد. درستکاری برای هاک عبارت است از حفظ این پیش‌داوری که سیاهان دارایی سفیدپوستان تلقّی می‌شوند؛ بنابراین برده‌نگاه‌داشتن آنها مساویست با کمک به سفیدپوستان برای حفظ دارایی حلالشان. آنچه هاک «آگاهی» می‌نامد، چیزی بیش از  آن «فراخود»ی (Superego) که فروید از آن سخن می‌گوید -یعنی درونی‌کردن قراردادهای اجتماعی- نیست. این «آگاهی» به هاک می‌گوید «دزدیدن» یک «غلام سیاه» از سفیدپوستان «غلط» است و کمک‌کردن به آن «غلام سیاه» برای گریختن برابرست با «دزدیدن» او. توِین عامدانه از واژه‌ی «دزدیدن» استفاده کرده ‌است تا بار معنایی منفی و مجرمانه‌ی آن را به‌خوبی در داستان نشان دهد؛ چنانکه وقتی جیم از فرزندانش یاد می‌کند، می‌گوید قصد دارد تا به محض آزادشدن (رفتن به مناطقی که قانون برده‌داری در آن وجود ندارد) با طرح نقشه‌‌ای آنها را «باز رُباید». رفته‌رفته نگاه هاک به جیم تغییر می‌کند و همین تغییر دیدگاه است  که منجر به یک درگیری درونی در وی می‌شود و به او اجازه نمی‌دهد تا به تفکرّی که با آن بزرگ شده‌است، تن بدهد و از آنچه خردش به او دستور می‌دهد، پیروی کند.

ترجمه‌های کتاب

ترجمه‌های متفاوتی از این کتاب وجود دارد از جمله:

هاکلبری فین، ابراهیم گلستان، ۱۳۲۸ (تجدید چاپ در سال ۱۳۹۳ از انتشارات کلاغ).

برده‌ی فراری (سرگذشت هاک فین)، جواد محبّی، ۱۳۳۴.

ماجراهای هاکلبری فین، ترجمه‌ی هوشنگ پیرنظر، انتشارات فرانکلین (امیرکبیر)، ۱۳۳۹.

سرگذشت هکلبری فین، نجف دریابندری، انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۶.

ماجراهای هاکلبری فین، شهرام پورانفر، انتشارات زرّین، ۱۳۷۰.

هاکلبری فین، محسن سلیمانی، انتشارات افق، ۱۳۸۸.

ماجراهای هاکلبری فین، شکوفه اخوان، انتشارات نهال نویدان، ۱۳۹۲.

هاکلبری فین، نرگس بهرامی، انتشارات گویش نو (از سری کتابهای دو زبانه)، ۱۳۹۶.

برخی نوشته‌های مرتبط به کتاب 

«هیچ داستان امریکایی پیش از این کتاب نبوده‌ است»، مصطفی بیان، مجله‌ی گلستانه، شماره‌ ۱۰۴، ۷۹-۸۰.

«ماجراهای هاکلبری فین»، نوشته‌ی زهرا سالاری، فصلنامه‌ی مترجم، شماره‌ی ۵۶، ۱۶۱-۱۶۶.

(سالاری در این مقاله به مقایسه و نقد سه ترجمه (دریابندری، گلستان و پیرنظر) از ترجمه‌های کتاب پرداخته ‌است).

چند نکته درباره‌ی چاپ Penguin

   برای درک بهتر هنر نویسندگی توِین باید به اصل کتاب رجوع کرد. مطالعه‌ی همزمان کتاب به زبان مبدأ و ترجمه‌ی دریابندری لذّت دو‌چندانی به مخاطب خواهد داد. سوای درک ظرافت‌ها و ترفندهای نویسندگی توِین،مقدّمه کم‌حجم و مفید کتاب به زبان اصلی دید تازه‌ای به خواننده می‌دهد که از رهگذر آن برخی نکات داستان که بعضاً از خوانندگان پنهان می‌ماند، آشکار می‌شود. نکاتی درباره‌ی زندگی نویسنده، رابطه‌ی او با همسرش و نوشته‌ای از دخترش درباره‌ی همسرش، ارزش پیشگفتار را دو چندان کرده‌است. ارائه‌ی فهرستی از کتاب‌ها و تحقیقات چاپ‌شده‌ی مرتبط با داستان از دیگر نیکویی‌های پیشگفتار کتاب است. تعلیقات واژگان شاذ و اعلام موجود در انتهای کتاب به درک بهتر اثر  کمک شایانی می‌کند.

پاره‌ای از کتاب 

برگرفته از فصل سوم با ترجمه‌ی نجف دریابندری

«[خانم واتسون] به من گفت که اگر هر روز دعا بخوانم هرچه دلم بخواهد گیرم می‌آید. امّا اینجور نشد. من دعا خواندم. یک‌بار یک ریسمان ماهیگیری گیرم آمد، ولی قلاب نداشت. ریسمان بدون قلاب چه فایده‌ای دارد؟ سه چهار بار هم برای قلاب دعا خواندم، ولی فایده‌ای نکرد. بالاخره یک روز از میس واتسون خواهش کردم به جای من دعا بخواند، ولی گفت عجب خری هستی. نگفت چرا... با خودم گفتم نه همه‌اش حرف است. رفتم به بیوهه هم گفتم. گفت چیزی که آدم با دعا گیر می‌آورد «اجر معنوی» است... یعنی من باید به مردم کمک کنم و همیشه مواظب مردم باشم، هیچ وقت هم به فکر خودم نباشم. این‌طور که فهمیدم میس واتسون هم جزو مردم حساب می‌شد. رفتم توی درخت‌ها و مدت درازی خوب این حرف را توی مغز خودم چرخاندم، ولی دیدم هیچ فایده‌ای توی این حرف نیست- همۀ فایده‌اش به مردم می‌رسد؛ این بود که بالأخره گفتم بیخود سر خودت را با این حرفها درد نیار؛ بینداز دور» (صفحات ۴۶- ۴۷).

منابع

سیلابس درس ادبیات واقع‌گرایانه‌ی آمریکا، گردآوری و تألیف دکتر جان کَلِنز، استاد ادبیات نمایشی دانشگاه آزاد بروکسل.

Twain, Mark. The Adventure of Huckleberry Finn, edited with an introduction and notes by Peter Coveney, Penguin,2003. PP ix-xli.

 

 

 

نداند