تفکر نقادانه در عمل: مهارت‌های گفت‌و‌گوی مؤثر در کلاس درس
در تفکر نقادانه، معنای کلمة «استدلال» بسیار وسیع‌تر از «مخالفت» است. تنها مخالفت کردن کافی نیست، باید تلاشی هم صورت بگیرد تا فرد را متقاعد کنیم که موضعی نسبت به موضع دیگر رجحان دارد.

تفکر نقادانه در عمل: مهارت‌های گفت‌و‌گوی مؤثر در کلاس درس

سعید ناجی

معرفی و نقد کتاب تهران: معلم‌ها و حتی خانواده‌های زیادی هستند که به دانش‌آموزان و فرزندان خود مدام می‌گویند: «فکر کن»، منتها هیچکدام به درستی مراد و منظور خود از «فکر کن» را مشخص نمی‌کنند. برخی از این معلم‌ها و خانواده‌ها خطاب به دانش‌آموزان و فرزندان‌شان جملاتی چون «انسانی فکور باش»، «درست فکر کن»، «خوب فکر کن»، «فکر نکرده چیزی را قبول نکن» و «فکر نکرده عمل نکن» را نیز به کار می‌گیرند. اما باز هم  تمامی این جمله‌ها برای دانش‌آموزان و کودکان ناواضح و ناروشن است. همة این معلم‌ها و خانواده‌ها یک درد مشترک دارند: دانش‌آموزان و فرزندانشان نقادانه بیندیشند، منتها نمی‌توانند این درد مشترک را به نحو نسبتاً روشن و واضحی برای دانش‌آموزان و فرزندان خود بیان کنند.

برای این افراد خواندن کتاب «تفکر نقادانه در عمل: مهارت‌های گفت‌وگوی مؤثر در کلاس درس» به قلم سعید ناجی مفید است. در این کتاب، در فصل اول خواننده با چیستی تفکر نقادانه آشنا می‌شود و اهمیت این تفکر را، هم از جنبة فردی و هم از جنبة جمعی، درمی‌یابد و بعد با چهار ویژگی بارز و آشکار متفکر نقاد آشنا می‌شود. در فصل دو، مؤلف به خواننده چهارده مهارت را آموزش می‌دهد که با کمک آنها می‌تواند نقادانه بیندیشد. این فصل به‌طور خاص می‌تواند مشکل آن دسته از معلم‌ها و خانواده‌هایی را رفع کند که در بند یک درباره‌شان صحبت کردیم. پس از خواندن آن، معلم‌ها و خانواده‌ها متوجه خواهند شد که مناسب است ابتدا دربارة «ابهام»، «تشبیه»، «تعریف»، «ملاک و معیار سخن یا عمل»، «تقسیم»، «استدلال» و «تناقض» با دانش‌آموزان و فرزندان خود صحبت کنند و بعد به جای استفاده از جملاتی چون «خوب فکر کن»، «درست فکر کن» و امثالهم به آنها بگویند: «ابهامات را تشخیص بده»، «تشبیهات را تشخیص بده و ارزیابی کن»، «منابع ادعاها را شناسایی کن»، «تعریف درست و نادرست را تشخیص بده»، «تناسب ملاک‌ها و معیارها را تشخیص بده»، «تقسیم‌های درست و نادرست را تشخیص بده»، «استدلال را تشخیص بده» و «تناقض را تشخیص بده». در فصل سوم، مؤلف تحت عنوان «آشنایی با مغالطه‌ها»، خواننده را با هفده مغالطة مشهور آشنا می‌سازد. این فصل نیز دوباره به کار آن معلم‌ها و خانواده‌ها می‌آید، به این صورت که برای آنها این امکان را فراهم می‌سازد تا با دانش‌آموزان و فرزندان خود دربارة برخی از خطاها و حقه‌بازی‌های فکری سخن بگویند.

مطالب کتاب، آنطورکه مؤلف در پیشگفتار کتاب بدان اشاره کرده، «از منابع معتبری با موضوع تفکر نقادانه، که در انتهای هر فصل ذکر شده‌اند، گردآوری شده و هدف، تألیف کتابی با مطالب جدید نبوده است، بلکه این کتاب در پی آن است تا زحمت جست‌و‌جو در منابع مختلف را از دوش مربی بردارد و مطالب موردنیاز را به صورت یکپارچه و منظم و با سیری منطقی در یک کتاب در اختیار مربیان قرار دهد». این کتاب جلد ششم از مجموعة «آموزش مربی فلسفه برای کودکان و نوجوانانِ» پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است، منتها نمی‌توان صرفاً مخاطب کتاب را مربیان فلسفه برای کودکان و نوجوانان دانست؛ عموم معلم‌ها و خانواده‌هایی که در بند یکم درباره‌شان سخن گفتیم، مخاطب کتاب محسوب می‌شوند. کتاب  ۱۱۲ صفحه است، اما همین ۱۱۲صفحه‌بودن امتیازی برای کتاب به‌شمار می‌رود، چراکه، بدون زیاده‌گویی، تصویری از چیستی تفکر نقادانه و مهارت‌های آن و همچنین تصویری از مبحث مغالطات را برای خواننده ترسیم می‌کند. خواننده با خواندن این تعداد صفحات، هرچند درکی اجمالی از تفکر نقادانه پیدا می‌کند، دیگر به‌صورت مبهم و ناواضح از برخی تعابیر و جملات دربارة تفکر، به‌طور خاص تفکر نقادانه، استفاده نمی‌کند. کسانی که علاقه‌مندند درک اجمالی خود را به درکی تفصیلی مبدل سازند، می‌توانند با رجوع به منابع انتهایی کتاب و سپس تهیة آن منابع، که تقریباً همگی در کتابفروشی‌ها موجودند، به این هدف دست یابند.

این کتاب را پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در سال ۱۳۹۴ چاپ کرده است.

 

از این نویسنده آثار دیگری نیز چاپ شده است:

تفکر انتقادی در کلاس درس، روی ون دن برینگ باجن، سعید ناجی و فاطمه کیکاووسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

راهنمای داستان‌های کندوکاو فلسفی ویژه مربیان حلقه کندوکاو، سعید ناجی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

کندوکاو فلسفی برای کودکان و نوجوانان، سعید ناجی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

کودک فیلسوف (لیلا)، سعید ناجی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

معیار فبک برای داستان: نقد و بررسی داستان‌های مورد استفاده برای آموزش تفکر در ایران، سعید ناجی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

 

پاره‌های کتاب:

«تفکر نقادانه به ما کمک خواهد کرد تا کورکورانه و بدون دلیل و مدرک سخنی را نپذیریم و در مقابل مدهای رنگارنگی که زیرکانه القا می‌شوند علامت سوال بگذاریم. ترجیحاً تا جایی که میتوانیم خود تصمیم بگیریم که کدام فکر و کدام پیشنهاد برای ما، خانوادة ما و جامعة ما مفیدتر است» صفحة ۲۱

«تفکر نقادانه، با ایجاد روحیة نقادانه در مردم در خدمت نظم اجتماعی قرار می‌گیرد؛ به عبارت دیگر، روحیة نقادانه در شهروندان تضمینی برای نظم و قانون است. برای مثال، راننده‌ای را تصور کنید که قانون «ورود ممنوع» را رعایت نکرده و وارد کوچه یا خیابان یک‌طرفه شده است. اگر عابران پیاده و یا رانندگانی که از روبرو می‌آیند نسبت به این اقدام ساکت نمانند و در مورد تخلف انجام شده تذکر دهند، رانندة خاطی به تدریج متوجه می‌شود که این کار وجهة اجتماعی او را خدشه‌دار می‌کند، لذا مجبور می‌شود که دست از این کار بردارد. در مرتبه‌ای بالاتر، شهروندان علاوه بر تذکر می‌توانند تلاش کنند تا از طریق گفت‌و‌گو و ارائة دلیل به رانندة مورد نظر نشان دهند که این نقض قانون از طرف وی چه تبعاتی در مختل کردن نظم جامعه دارد و چگونه این تبعات می‌توان دامن‌گیر خود او نیز شود. در این صورت، او درمی‌یابد که رعایت قانون، علاوه بر آنکه موجب حفظ وجهة اجتماعی او می‌شود، به مصلحت وی نیز هست» صفحات ۲۲ و ۲۳.

«در تفکر نقادانه، معنای کلمة «استدلال» بسیار وسیع‌تر از «مخالفت» است. تنها مخالفت کردن کافی نیست، باید تلاشی هم صورت بگیرد تا فرد را متقاعد کنیم که موضعی نسبت به موضع دیگر رجحان دارد» صفحة ۵۸.

«اگر استدلالی یافتید، تلاشی جهت متقاعد ساختن خواهدبود؛ اما اگر موردی یافتید که تلاشی است برای متقاعد ساختن لزوماً یک استدلال نیست» صفحة ۶۱.

«برای ارزیابی هر یک از منابع ادعا و قابل اطمینان بودن آنها باید در گام اول تشخیص داد که این منابع از نظر معرفتی چه پشتوانه‌هایی دارند. به عبارت دیگر، هر یک از این منابع ممکن است با منابع دیگر ارتباط داشته باشند و اعتبار خود را از آنها کسب کنند ... اگر در زنجیرة منابع به هم پیوسته به عقب برگردیم و پشتوانه‌های نهایی این منابع را جست‌و‌جو کنیم ... خواهیم دید که سه پشتوانة معرفتی بیشتر نیستند: منابع عقلی؛ منابع تجربی؛ منابع نقلی. پس از تشخیص نوع پشتوانة معرفتی، لازم است بررسی شود که آیا واقعاً این پشتوانه‌های معرفتی از ادعای منابع مورد نظر پشتیبانی می‌کنند یا خیر» صفحة ۳۷