اطلاعات کتاب

جنگ، جزئی از اتاق پذیرایی ما

۱۳۹۸/۰۹/۱۲

 

درباره‌ی نظر به درد دیگران

تماشای رنج دیگران (نشر چشمه) یا نظر به درد دیگران (نشر گمان)، دومین کتاب سوزان سونتاگ درباره‌ی عکاسی است. او کتاب را در ۷ بخش نوشته و مشخصاً درباره‌ی عکاسی جنگ سخن می‌گوید؛ از توصیف صرف این پدیده و اشکال اولیه‌اش (حتی نقاشی‌های موجود) آغاز می‌کند و با ریتمی آرام و آهسته موضوع را پیش می‌برد. در آغاز کتاب نظر به درد دیگران به‌نظر می‌رسد با گزارش‌هایی درباره‌ی ژانر خاصی از عکاسی مواجه هستیم و کار شاق و طاقت‌فرسای عکاسان؛ اما بیشتر با نوعی تبارشناسی درباره‌ی این موضوع سروکار داریم. جملات تفسیری و انتقادی سونتاگ، لابه‌لای این گزارش‌ها، خواننده را به فکر فرو می‌برد و دست از سرش برنمی‌دارد.

شاید عنوان کتاب سوزان سونتاگ بهترین چکیده برای محتوای آن باشد: نظر به درد دیگران. درنهایت، تصویر، در معنای عام آن، از نقاشی گرفته تا عکس تا قاب تلویزیون و [امروز دیگر گوشی‌های ما]، علاوه‌بر کارکردهای خبری و حتی نبوغ‌آمیز اولیه‌شان، اکنون به معناهای گوناگون می‌تواند در خدمت سرمایه‌داری و نظام سلطه قرار گیرد و ما را تبدیل کند به سوژه‌های آرام و درامن‌وامانی که از دور به تماشای رنج دیگران نشسته‌اند: «امروزه جنگ جزئی از صدا و تصویر اتاق پذیرایی شده است».


همه‌ی ما آن عکس معروف ادی آدامز در ۱۹۶۸ را دیده‌ایم؛ تصویر یک فرمانده‌ی پلیس ملی ویتنام جنوبی در حال شلیک به یک مظنون ویت کنگ در خیابان. سوزان سونتاگ بخش ۴ کتاب را با این عکس آغاز می‌کند. او چنین می‌نویسد: «عکس آدامز لحظه‌ی شکلیک گلوله بر صورت مردی است که مرگ چهره‌اش را از وحشت مچاله کرده و در شرف سقوط است. حتا سال‌ها پس از ثبت این عکس، هر کسی در جایگاه تماشاگر، می‌تواند برای مدتی طولانی به این چهره‌ها خیره شود و به اتنهای معما نرسد و وقاحت، وقاحت هم‌پیمانی در تماشاگری را ادا کرده باشد.»

پاره‌ای از کتاب نظر به درد دیگران

  • وقتی از ظواهر چنین پیدا باشد که یک جنگ، هر جنگی، را نمی‌شود متوقف کرد، مردم به وقایعِ هولناکِ آن واکنشِ کم‌تری نشان می‌دهند. همدردی حسِ کم‌ثباتی است. یا باید در قالبِ عمل دربیاید یا از بین می‌رود. مسئله اینجاست که با احساساتی که برانگیخته شده و با اطلاعاتی که مخابره شده چه باید کرد. اگر آدم حس کند هیچ کاری از دستِ «ما» بر نمی‌آید -ولی این «ما» چه کسانی هستند؟- و از دستِ «آن‌ها» هم کاری ساخته نیست -و این «آن‌ها» چه کسانی هستند؟- آن وقت حوصله‌اش از این اوضاع سر می‌رود، بدبین می‌شود و عاری از احساس.

Leave A Comment

Your email address will not be published.