نقصان در مغازله

۱۳۹۹/۰۹/۰۵

 
1

بهاره فریس‌آبادی

یادداشت اول پرونده‌ی «امر جنسی و سانسور در ترجمه»

معرفی و نقد کتاب تهران| استفاده از تمام پتانسیل‌های موجود در زبان برای القای مفهوم و منظور، احتمالا برای نویسندگان و مترجمان چالش‌برانگیزتر از افرادی است که زبان را در چارچوب زندگی روزمره مصرف می‌کنند. چه بسا اگر مصرف‌کنندگان زبان به ناکارآمدی زبان در زندگی روزمره پی‌ببرند و به واژه‌های موجود بسنده نکنند، احتمال رشد زبان در هر زمینه‌ای مهیاتر خواهد بود.

طبعا زبان فارسی، مثل اکثر زبان‌های رایج درخاورمیانه، کم و کاستی‌های جنسی و جنسیتی فراوانی دارد (اگر کاستی‌ها را محدود به موضوع بحث کنیم). فارسی، زبانی است مفتخر به مستوری و استعاره؛ عناصری زیبایی‌ساز در تولید متن ادبی و متون شاعرانه و دردسرساز برای برقراری ارتباطی روشن و بی‌پرده در جوامع مدنی امروزی! و برای سوءاستفاده‌گران آگاه، دست‌آویزی است در جهت انحراف از موضوع و اختفای مقصد واقعی هر بحثی.

در زبان فارسی بسیاری از واژه‌های مربوط به برقراری رابطه‌ی جنسی، نقش فاعل مذکر پررنگی را به خود گرفته‌اند و استفاده از آنها در اغلب متونی که قصد ترجمه‌شان را داریم بی‌انصافی در حق واژه است. استفاده از این عبارات برای زنان در مقابل شریک عاطفی و جنسی‌شان تا حد زیادی خودآزاری و کوچک‌شماری خود است و شنیدن‌شان از سوی شریک جنسی، حس تحقیرشدن و دشنام شنیدن را تداعی می‌کند. بسیاری از این کلمات در زبان فارسی حقیقتا نقش‌ ناسزا دارند و بار معنایی توهین‌آمیزشان اکثر ما یا والدین و آموزگاران ما را واداشته است که ترجیحا سر بعضی حرف‌ها را هرگز باز نکنیم و ادراک درست از بعضی افعال را به تجربه‌ی شخصی افراد واگذار کنیم. تجربه‌ای که اگر در زبان، بختِ فهم و آزمودنش را داشتیم که ناخوشایندی‌ و آزار محتمل و پنهانِ در به فعل رسیدنش برایمان تداعی شود، شاید موانع جدی و کارآمدی در زندگی واقعی برایش می‌اندیشیدیم.

در رویارویی با امر جنسی در متونی که در فرهنگ و با زبان‌های دیگری تولید شده‌اند تجربه‌ی شخصی من در تطبیق بعضی کلمات هنگام ترجمه از (یا به) زبان ترکی برایم روشن کرد که این کاستی‌ها حتی فراتر از واژگان مربوط به امور جنسی هستند. ما در زبان فارسی معیار، زبانی که امروز به آن می‌نویسیم و تولید متن می‌کنیم، به شدت در انتقال احساسات عاشقانه که احتمالا منتهی به تمایلات جنسی هم خواهند بود فقیر هستیم. عبارات و کلمات تحبیبی فارسی عملا بلااستفاده‌اند. برای توصیف یک رابطه‌ی عاشقانه و یا یک رابطه‌ی جنسی، ناچاریم سطور بلند و زیادی را پشت سرهم ردیف کنیم تا شبهه‌های احتمالی را از متن بزداییم و البته هیچ معلوم نیست که خواننده در نهایت به نتیجه‌ی دلخواه ما می‌رسد یا نه! کلماتی که بتوانند نوع رابطه‌ی دو نفر از دو جنس مخالف را تعریف کنند، یا عبارات نازیبا و الکن ترجمه‌ شده‌ هستند و یا اغلب مردم به اجبار برای رفع سوءتفاهم، از معادل‌های انگلیسی شناخته‌شده‌تر آنها استفاده می‌کنند. واژگان فارسی موجود، یا متن را با نگارش یک کلمه به چندین قرن قبل عودت می‌دهند و یا چنان بار شاعرانه‌ای به متن تزریق می‌کنند که آن متن برای مخاطب مضحک و برای نویسنده بسیار دور از مقصود اصلی خواهد شد! و این از نظر من، نه نقص زبان فارسی که نقص فرهنگی ایرانیانِ سده‌های اخیر در ابراز احساسات است.

یادداشت معرفی پرونده‌ی «امر جنسی و سانسور در ترجمه»

گروه دیگر واژگانی هستند که بیشتر در شبکه‌های اجتماعی، از سوی کاربران این پلتفرم‌ها برای اشاره به شریک عشقی/جنسی و یا به منظور مهرورزی و القای بار مثبت به ارتباط مورد بحث، استفاده شده‌اند، این گروه هم اغلب مثل هر چیز دیگری که در شبکه‌های اجتماعی باب می‌شود به سرعت مستعمل شده و قشر نویسنده یا مترجم تمایلی به استفاده از این واژگان از خود نشان نمی‌دهد! واژگانی که گاه بسیار تصنعی، لوث و بچه‌گانه و گاهی حتی اشتباه هستند. فقدان کلمه‌ی قابل استفاده برای ابراز احساسات و یا توصیف موقعیت‌های اروتیک، باعث شکل‌گیری روابط پیچیده و ناهنجاری می‌شود که در آن تشخیص مجرم و منحرف (به معنای پایبندی به اصول اخلاقی متداول)بسیار دشوار است. روابطی که با اتکا به ناکارآمدی واژه، بسیاری را وادار به انجام افعالی خلاف میل و سلیقه‌شان می‌کند و این در حالی است که در جوامع باز که زبان حقیقتا برای از بین بردن موانع و سوءبرداشت‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، با این‌گونه تعدی‌ها کمتر مواجه می‌شویم.

واژگان فارسی موجود، یا متن را با نگارش یک کلمه به چندین قرن قبل عودت می‌دهند و یا چنان بار شاعرانه‌ای به متن تزریق می‌کنند که آن متن برای مخاطب مضحک و برای نویسنده بسیار دور از مقصود اصلی خواهد شد! و این از نظر من، نه نقص زبان فارسی که نقص فرهنگی ایرانیانِ سده‌های اخیر در ابراز احساسات است.

اما حتی در زبانی مثل زبان ترکی که از نظر من در مواجهه با امرجنسی، مثل زبان فارسی، زبانی جنسیت‌زده است، نه تنها برای انتقال محبت/عشق/میل جنسی به مخاطب واژه به وفور پیدا می‌شود و می‌توان از روی واژه‌ها تمایلات گوینده را تفکیک کرد، بلکه این واژه‌ها کاملا در زبان مردم برای خود جایی دارند و همه‌ی مردم، از هر قشری از آنها استفاده می‌کنند. اکثر اوقات در برخورد نخست با عبارتی که در متنی با پیش‌زمینه‌ی اروتیک نوشته شده، ذهن مترجم معادل فارسی عبارت را سبک سنگین می‌کند. من بیشتر اوقات دچار دوگانگی حسی عجیبی می‌شوم که ناشی از تفاوت بار معنایی دو عبارت در دو زبان مختلف است و به احتمال زیاد برای انتقال مفهوم صحیح‌تر در فارسی، ناچار به استفاده از جملاتی طولانی‌تر از متن اصلی خواهم بود و البته جملاتی با بار معنایی عاشقانه که چندان ارتباطی با زمینه‌ی متن اصلی ندارند. چرا که نویسنده‌ی ترک زبان نیز برای بیان احساسات جنسی‌اش و البته پرهیز از خشونت کلامی مردسالارانه، اغلب به کلمات عاشقانه متوسل می‌شود! و طبیعتا بعد از ملاحظات شدیدتری که باید در زبان فارسی بر کلمات اعمال کرد، متن به جا مانده صرفا متنی است عاشقانه و تهی از ارجاعات جنسی.

زبان ترکی در مقایسه با زبان فارسی تا حدودی موفق به پشت سر گذاشتن برخی حدود شده است! به این معنا که عبارت در زبان موجود است، گوینده می‌تواند به فراخور موقعیت اجتماعی و فرهنگی خود آن را برای تحقیر و یا تحبیب به کار بگیرد. برای مثال عبارتی مثل «هم‌بستر شدن». معادل تقریبی این عبارت به ترکی می‌تواند برای تحقیر افراد هم به کار گرفته شود اما در زبان روزمره‌ی مردم ما، نه تنها احتمال استفاده از این عبارت -که می‌توان گفت بار معنایی خنثی‌ای دارد- ده درصد هم نیست، بلکه حتی در متون نوشته شده توسط قشری مسلط‌تر به زبان هم استفاده از عبارت «هم‌بستر شدن» به منظور توصیف موقعیتی ناخوشایند، باز هم تقریبا ده درصد است. یعنی این عبارت به یک معنا و تنها در متونی با یک بستر معنایی خاص و توسط گروهی خاص به کار گرفته می‌شود. اصولا اگر زبان، فعلی را تنها در راستای القای عملی منفور و نکوهیده به کار بگیرد، استفاده‌ی واقع‌بینانه‌تر از آن فعل در زبان کار بسیار دشواری خواهد بود. برای ترجمه‌ی این افعال از زبان ترکی به فارسی، شاید چندان پیچیدگی خاصی برای مترجم وجود نداشته باشد چرا که زبان ترکی هم مثل زبان فارسی، این قبیل کلمات را از توصیفات و تعابیر فیزیکی و بیولوژیکی منطقی خالی کرده و در بستر مردسالارانه‌ و قضیب‌محور خود، در بهترین حالت به توصیف فعلی که بر جنس مونث حادث می‌شود، تقلیل داده است.

هرچند که سانسور در دراز مدت، توانایی بالایی در تغییر فیزیکی زبان دارد و محدود کردن دایره‌ی واژگان نویسندگان به محدود شدن کلمه برای انتقال مفاهیم جزئی‌تر در گفتگوهای عادی‌تر نیز می‌انجامد، با یک قیاس سطحی می‌توان به سادگی دریافت که ریشه‌ی اغلب این سوءتفاهم‌ها و یا کاستی‌های زبانی، پیش از سانسور‌های دولتی و حکومتی، فرهنگی هستند. تنها با ایجاد تغییر در نگاه افراد این جوامع، زبان می‌تواند از تمامی امکانات تازه و کهنه‌ی خود بهره‌مند شده و به سادگی وظیفه‌ی اصلی خود را که روشنگری و پرده‌دری است، به انجام برساند.

1 Discussion on “نقصان در مغازله”
  • پرده‌پوشی و فرهنگ به‌کار نبردن الفاظ جنسی و در لفافه منظور رو رسوندن فقط منحصر به ادبیات فارسی یا فرهنگ ایرانی‌ها نیست، در ادبیات مدرن بسیاری از نویسنده‌ها، به خصوص شاعرها، بسیار در لفافه از عشق و امر جنسی صحبت کردند، چون به گمانشون مسئله‌ای بسیار ذهنی و پیچیده است که به‌ راحتی قابل بیان نیست. تاثیر ادبیات مدرن بر ادبیات فارسی در دهه‌ی چهل هم کاملا واضحه، چیزی که به نخبه‌گرایی در ادبیات تعبیر میشه. هرچه در لفافه‌ و کنایی‌تر منظور رو برسونی زبان بهتری داری. بسیاری از نویسنده‌های فارسی همین امروز هم اعتقاد دارن مستقیم گفتن و نوشتن از امر جنسی در داستان هنر نیست.

Leave A Comment

Your email address will not be published.