شاهرخ مسکوب؛ از «مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار» تا «در سوگ سیاوش»

۱۳۹۹/۰۱/۲۲

 
0

معرفی و نقد کتاب تهران| پانزده سال از مرگ «شاهرخ مسکوب»، نویسنده و شاهنامه‌پژوه ایرانی می‌گذرد. نثر مسکوب خواندی و شنیدنی است و در فارسی امروز مانندش کم پیدا می‌شود. از این‌رو اگر غیر از محور پژوهش‌های او به خواندن نثری دلنشین علاقه دارید، روزنوشته‌های مسکوب را از دست ندهید. در ادامه، بخش‌هایی از «مقدمه ای بر رستم و اسفندیار» و«در سوگ سیاوش» را می‌خوانیم:

مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار

هزار سال از زندگی تلخ و بزرگوار فردوسی می‌گذرد. در تاریخ ناسپاس و سفله پرور ما، بیدادی که بر او رفته است، مانندی ندارد. و در این جماعت قوادان و دلقکان که ماییم با هوس‌های ناچیز و آرزوهای تباه، کسی را پروای کار نیست و جهان شگفت شاهنامه همچنان بر ارباب فضل در بسته و ناشناخته مانده است. اما در این دوران دراز، شاهنامه زندگی صبور خود را در میان مردم عادی این سرزمین ادامه داده است. و هنوز هم صدای گرمش گاه‌به‌گاه اینجا و آنجا در خانه‌ای و قهوه‌خانه‌ای شنیده می‌شود و در هر حال این زندگی خواهد بود. و این صدا خاموش نخواهد شد. و هر زمان به آوایی و نوایی سازگار مردم همان روزگار فراگوش می رسد….

… نه عمر رستم واقعی است و نه رویین‌تنی اسفندیار و نه وجود سیمرغ، اما همه حقیقت است و این تبلور اغراق‌آمیز آرمان‌های بشر است در وجود پهلوانانی خیالی. زندگی رستم واقعی نیست. تولد و کودکی و پیری و مرگ او همه فوق بشری است و یا شاید بتوان گفت غیر بشری. ولی با این همه مردی حقیقی‌تر از رستم و زندگی و مرگی بشری‌تر از آن نیست. او تجسم روحیات و آرزوهای ملتی است. این پهلوان ، تاریخ – آنچنان که رخ داده است – نیست ولی تاریخ است آن‌چنان که آرزو می‌شد. و این تاریخ برای شناختن اندیشه‌های ملتی که سال‌های سال چنین جامه ای بر تصورات خود پوشاند، بسی گویاتر از شرح جنگ‌ها و کشتارهاست. از این نظر گاه افسانه رستم، از اسناد تاریخ، نه تنها حقیقی‌تر بلکه حتی واقعی‌تر است. زیرا این یکی نشانه‌ای است از تلاطم امواج و آن دیگری مظهری از زندگی پنهان اعماق.

اما با این‌همه افسانه رستم تنها ساخته آرزو نیست، واقعیت زندگی در کار است. این نیرومند‌ترین مردان هم در جنگ با سهراب طعم تلخ شکست را می‌چشد. و در نبرد با اسفندیار در می‌ماند. و سر انجام مرگ، که چون زندگی واقعی است، او را در کام خود می‌کشد. حتی اسفندیار بی‌مرگ نیز شکار مرگ است. واقعیت ریشه این یلان را در دل خود دارد.

پهلوانان شاهنامه مردان آرزویند که در جهان واقعیت بسر می‌برند. چنان سربلند که دست نیافتنی می‌نمایند. درخت‌هایی راست و سر به آسمان ولی ریشه در خاک، و به سبب همین ریشه‌ها، دریافتنی و پذیرفتنی. از جنبه زمینی، در زمین و بر زمین بودن، چون مایند و از جنبه آسمانی تجسم آرزوهای ما و از هر دو جهت تبلور زندگی. واقعیت و گریز از واقعیت آدمی در کار آنهاست و از دیدگاه کمال حقیقتند. اما چنین حقیقتی انعکاس ساده و بی‌واسطه واقعیت نیست.

باران می‌بارد. زمین تشنه نیست و انتظار نمی‌کشد. هوا برای دل خودش گریه می‌کند. روز غمگینی است. دلم شاد نیست. روزهایم به بیهودگی می‌گذرد. راه رفتن و ول گشتن و خوروخواب و کمی هم تماشا. مگر همین را نمی‌خواستم؟ حواسم جای دیگر است. هرچند سعی می‌کنم فعلا روزنامه‌های فارسی را نخوانم ولی نمی‌توانم به ایران فکر نکنم. بهتر است بگویم فکر ایران یک نفس در من گرم کار است و آنی نفس تازه نمی‌کند. نگرانم.
از خلال خاطرات شاهرخ مسکوب- مهرماه هفتاد و نه

درسوگ سیاوش

اینک ماییم و این شب بیداد و این تاریکی نامهربان. که روشنایی دلم را فراگرفت و در خورشید روز من و در مراد من راه یافت. کیست که بر زمین ظلم راه نمی رود و ستمی که از دل و دست در اعماق می‌نشیند و از نهان خاک باز می روید، چراگاه او نیست، در این صحرای بیداد سرگردان نیست! از ترس، آب تلخ سرچشمه‌های دروغ را می‌نوشم و خاموش در ژرفنای دور جان و دلم خزیده است.

در این زمانه که اهرمن بر هرکس و هرچیز راهی دارد، جماعتی، گوئی به ظلم سرشته، درهم ریخته‌ایم: خواب‌زدگانی، ستم دیدگانی، ستمکار، با آز که آئین او بر ما رواست. با دروغ، پیروز و آزادی اسیر. همدست کسانی هستم که دوستشان ندارم.

پذیرفتن دنیای واقعیت دیگر است و حسن قبول آن در دل چیز دیگری. ای بسا چیزها که هم پای زندگی، مثل مرض در ما می‌لولند و ما خود در اجتماعی بیمار روز و شبی می‌گذرانیم. آرمان‌های آدمی همیشه از او دور است و چون یک گام برداریم آنها به شتاب گام‌ها برداشته‌اند. این تن زندانی زمان و مکان و این اندیشه‌گریز پرواز!

در واقعیت به سر می بریم و گرفتار گذرانیم. خورد و خواب و دلزده کارهای ناخواسته کردن برای ادامه این خورد و خواب سمج، و باز این دور باطل را پیمودن و “ناگهان بانگی برآمد که خواجه مرد!” این گذران در خود پیچیده بی‌سرانجام؟

یادش گرامی باد.

Leave A Comment

Your email address will not be published.