مردی زادۀ اضطراب جهان

مردی زادۀ  اضطراب جهان

معرفی و نقد کتاب تهران: یکم اردیبهشت زادروز محمد مختاری است.

شاعر، مترجم و منتقد ادبی که در جریان قتل‌های زنجیره‌ای پاییز ۷۷ کشته شد تا شهرت اصلی او در پس این رخداد تلخ فراموش  و امروز بیشتر به‌عنوان یک چهرۀ سیاسی شناخته شود تا آنجا که حتی مجموعه شعرهای عاشقانه‌اش نیز مدت‌ها چاپ نمی‌شد. 

اما خوشبختانه چندیست، پس از حدود دو دهه، چند کتاب مختاری توسط انتشارات بوتیمار تجدید چاپ شده‌اند: «هفتاد سال عاشقانه» (تحلیل محمد مختاری از عاشقانه‌های ادبیات فارسی، بخصوص شاعران معاصر)، «زادۀ اضطراب جهان» (ترجمه اشعار دوازده شاعر اروپایی)، «مجموعه اشعار» و «تمرین مدارا» (مقالات فرهنگی مختاری).

عمدهٔ آثار محمد مختاری به شرح زیر است:

تمرین مدارا (بیست مقاله در بازخوانی فرهنگ و …)، نشر بوتیمار
هفتاد سال عاشقانه (تحلیل محمد مختاری از عشق در شعر معاصر فارسی)، نشر بوتیمار
زاده اضطراب جهان (ترجمه اشعار دوازده شاعر اروپایی)، نشر بوتیمار
مجموعه اشعار (پیش از این دفترهای مختلف شعر مختاری توسط انتشارات توس منتشر شده بود)، نشر بوتیمار
اسطوره زال، نشر توس
انسان در شعر معاصر، نشر توس
چشم مرکب، نشر توس
حماسه در رمز و راز ملی، نشر توس

در ادامه بخشی از مقاله‌ی «زبان به کام سیاست» نوشته‌ی محمد مختاری را می‌خوانیم:

هر روزه در خبرها و مصاحبه‌ها و رسانه‌‌ها واژه یا ترکیب‌هایی به کار می‌رود که در صورت و معنا و نحوه‌ی کاربردشان غرابتی احساس می شود، و آنچه خواننده و شنونده در آغاز از آن‌ها می‌فهمد، اغلب همان نیست که گوینده و نویسنده اراده کرده است. 

از این گونه کاربردهاست: تعدیل، آزادسازی، اقشار آسیب‌پذیر، منطقه‌ی آزاد، خصوصی‌سازی، مشارکت مردمی در آموزش دانشگاهی، ریزش نیرو، تعدیل نیروی انسانی، کارگران تعدیل‌شده، مدارس غیرانتفاعی، مدارس نمونه‌ی مردمی، غیرمتمرکزکردن آموزش و پرورش، واگذاری آموزش و پرورش به مردم، خودیاری، مقررات‌زدایی، شرکت‌های مضاربه‌ای، همیاری، هماهنگی خبری، خودکفایی و غیره. 
البته عدول از معنای معمول و غرابت در کاربردهای زبانی در هر دوره‌ای از زندگی زبان محسوس است. همیشه واژه‌ای منسوخ شده است، واژه‌ای ساخته شده است…اما غرابت کاربردهایی که منظور من است از گونه‌ی ویژه‌ای است. 

تأملی مختصر در این گونه کاربردها نشان می‌دهد که غرض از پیدایش و رواج آن‌ها، بیش از هر چیز، به فراموشی سپردن واژه‌ها و معناهایی است که یا دیگر در اولویت سیاسی نیستند؛ و یا حضورشان در زبان رایج و روزمره، به سود سیاست‌گذاری‌ها و عملکردهای سیاسی نیست.
پس بار معنایی‌شان از لحاظ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره ایجاب می‌کند که از دایره‌ی کاربرد روزمره بیرون رانده شود. و در مقابل، اصطلاح‌ها و ترکیب‌ها و واژه‌هایی متفاوت جایگزین شود و اشاعه یابد. 
از این رو مثلاً مدارس غیرانتفاعی و نمونه‌ی مردمی و غیرمتمرکز کردن آموزش و پرورش و واگذاری آموزش و پرورش به مردم و غیره، با تکرار و تأکید به کار می‌رود و رواج می‌یابد تا در حقیقت جای آموزش رایگان را بگیرد، و مدارس ملی و خصوصی با سرمایه‌ی خصوصی رواج یابد و امکانات آموزشی در اختیار کسانی قرار گیرد که از امکان مالی برخورداند. 
هم‌چنان که مشارکت مردمی در آموزش دانشگاهی یا بهداشت یا صنعت و معادن و غیره نیز به معنای سپرده‌شدن آموزش دانشگاهی و بهداشت و معدن و صنعت به سرمایه‌داری خصوصی است… 

به همین ترتیب برای آن که مردم از موقعیت واقعی خود باخبر شوند، و چندان بی‌خبرانه از گرانی ننالند، گفته می‌شود آنچه اکنون هست گرانی نیست، بلکه آنچه دیروز بوده ارزانی کاذب بوده است.  

تمرینِ مدارا (بیست مقاله در بازخوانی فرهنگ و …)، نوشته‌ی محمد مختاری، نشر بوتیمار، صفحات ۲۵۳ تا ۲۵۵