داستان نماد سابق میدان انقلاب

داستان نماد سابق میدان انقلاب

معرفی و نقد کتاب تهران- چندیست نشریه‌ی «آنگاه چهارم» به سردبیری آرش تنهایی، همزمان با هفته کتاب و کتاب‌خوانی و با موضوع «خیابان انقلاب؛ خیابان کتاب» منتشر شده است. قطعه‌ای که می‌خوانید قصه ساخته شدن نمادی است که سال‌ها میدان انقلاب را با آن می‌شناختیم. این مطلب با نام «حکایت مجسمه‌ی میدان» توسط ایرج اسکندری نوشته شده که خود طراح این نماد بوده است. 

«در ملاقاتی که با معاونت هنری وقت، آقای سید کمال حاج‌سیدجوادی داشتم، مقرر شد تا طرحی برای دیواری با موضوع جنگ آماده کنم. ضمن اینکه در نیروی زمینی ارتش به عنوان افسر وظیفه خدمت سربازی می‌گذراندم. در فرصتی کوتاه طرح را در ازای مبلغ ۳۲ هزارتومان آماده کردم و تحویل مرکز تجسمی ارشاد دادم. یکی دو هفته بعد که برای نتیجه‌ی کار مراجعه‌ای به مرکز تجسمی داشتم، ماکتی حلزونی را دیدم که طرح بنده روی آن نصب شده بود. تعجب کردم و به آقای امدادیان که آن موقع معاون مرکز تجسمی بود، گفتم: «مگر قرار نبود این طرح برای یک دیوار اختصاص یابد؟» ایشان گفتند: «چون میدان انقلاب وضعیت خوبی نداشت قرار بر این شد طرح شما به این صورت درآید.» این تصمیم برای من عجیب و غیرمنتظره بود و اصلاً قابل هضم نبود، چون اصلاً این طرح برای میدان انقلاب تهیه نشده بود و موضوع آن هم جنگ بود و هیچ ارتباط موضوعی‌ای با میدان انقلاب نداشت. 
با توجه به اینکه طرح از مالکیت بنده خارج بود اعتراضم هم به جایی نرسید. اجرای طرح به صورت نقش برجسته هم حکایت دیگری دارد و از این قرار بوده که یکی دوسال قبل از انقلاب آقای فرامز صدیقی، فرزند ابوالحسن خان صدیقی، قراردادی را برای ساخت یک مجسمه با فرهنگ و هنر منعقد می‌سازد و از این بابت پیش‌پرداختی معادل ۵۰۰ هزار تومان دریافت می‌کند. با توجه به شروع فعالیت‌های انقلابی مردم، ساخت این مجسمه که قاعدتاً مربوط به خانواده‌ی پهلوی بود معلق می‌شود. پس از انقلاب، ایشان به وزارت فرهنگ و هنر بدهکار می‌شود و گویا بابت این بدهکاری ممنوع‌الخروج نیز شده بوده. ارشاد نیز برای تسویه‌ی بدهکاری آقای صدیقی به ایشان پیشنهاد ساخت مجسمه‌ی میدان انقلاب را براساس ماکت موجود می‌دهد و با ایشان به توافق می‌رسد و سرانجام مجسمه‌ی میدان انقلاب به صورت نقش برجسته با بتون اجرا و نصب می‌شود.»
نشریه آنگاه | شماره ۴ | صفحه‌ی ۱۹۱